در اکثر یافتههای پژوهشی روان شناسان شناخت گرا و نظریه پردازان یادگیری از جمله برد، فنشام، کانستون و وایت (۱۹۹۱)، بروفی (۱۹۹۲)؛ کاین و کاین (۱۹۹۱) بر ارزش آموزش تعاملی تأکید شده است. آنها معتقدند که شرکت فعال دانش آموزان در کلاس در فرایند یادگیری آنها وارد عمل میشود و سطح ابتکار و نوآوری آنها را به طور معنی داری افزایش میدهد.
این تأکیدها، دست درکاران نظام آموزشی را وادار کرده است تا به فکر تجربه راه های دیگری غیر از روش سخنرانی بیفتند و آنها را به معلمان آموزش دهند. اما هنوز نتوانسته اند راهبردهای ویژه ای تجویز کنند که براساس آنها، دانش آموزان بتوانند در فرایند یادگیری نقش فعال تری داشته باشند لازم است پژوهشهای بیش تری، مخصوصاً با شرکت فعال معلمان انجام گیرد تا براساس یافتههای این پژوهشها بتوانیم، عملاً به دانش آموزان یاد بدهیم که اگر در کلاس شرکت فعال داشته باشند یادگیری آنها کامل تر و کارآمدتر خواهد شد. در این مقاله سعی خواهیم کرد واقعیتهایی ارائه دهیم که شما را در اتخاذ راهبردهای مؤثر برای کلاسهای درس یاری میرسانند. تجربههای پژوهشی مبتنی بر تعامل با مشارکت میتوانند برای کمک به خلق راهبردهای نو به منظور افزایش یادگیری دانش آموزان ابزار مؤثری باشند.
بیورلی سی پیستل در طول دو دهه گذشته برای تدریس در کلاسهای خود از فنی بهره گرفته است که آن را پرسشهای اکتشافی مینامد این فن برای دست یابی به دو هدف عمده طرح شده است:
۱ . القای یک چارچوب تعاملی و مباحثه ای به کلاس درس؛
۲ تمرکز بر توجه دانش آموزان به خواندن و جذب کردن اطلاعات دریافتی از کتابهای درسی.
در کلاسهای تعاملی، موضوعات بحث انگیز یعنی موضوعهایی که به دانش آموزان کمک میکنند تا به شناخت دست یابند از اولویت برخوردارند. با این نیت و به منظور کسب اطلاعات بنیادی و برای انجام بحث های احتمالی از طریق مطالعه کتابهای درسی و اخذ ایدههای نو باید برای دانش آموزان محدودیت زمانی قائل شد.
پیستل در سه ماه اول سال تحصیلی از این فن استفاده می.کند. به این ترتیب که با استفاده از تجربه های آزمایشگاهی دانش آموزان بحثهای کلاسی راه میاندازد. محتوای بحثهای کلاسی معمولاً موضوع هایی هستند که بسیاری از دانش آموزان مقطع متوسطه با آنها روبه رو میشوند. در نتیجه مطالعه کتابهای درسی برای کسب اطلاعات اساسی در طول سه ماهه اول سال تحصیلی برای بسیاری از دانش آموزان مطرح نیست. تنها در طول سه ماهه دوم است که بسیاری از دانش آموزان ضمن استفاده از روش مباحثه ای برای نخستین بار با موضوع های نو روبه رو میشوند بنابراین، در سه ماهه دوم سال تحصیلی است که پیستل پرسشهای اکتشافی را مطرح میکند.
.
برای راه انداختن بحثهای کلاسی میتوان اطلاعات لازم را از کتابهای درسی استخراج کرد اما به دلیل رواج سخنرانی به عنوان یک راهبرد کلاسی، بسیاری از دانش آموزان نه به بحث کردن وادار می شوند و نه برای تکمیل اطلاعات به مطالعه بیشتر علاقه نشان میدهند معقول این است که معلمان از دانش آموزان بخواهند برای کسب اطلاعات لازم، کتابهای درسی را بخوانند. اما واقعیت این است که آنها در این کار چندان موفق نمیشوند در نتیجه اگر قرار است دانش آموزان به سطوح بالاتر یادگیری دست یابند - سطوحی که محصول به کارگیری راهبردها و بحثهای کلاسهای تعاملی است معلمان باید به آنها کمک کنند تا توانایی استخراج اطلاعات از کتابهای درسی را رشد دهند.
راهبرد آموزشی مبتنی بر پرسشهای اکتشافی دانش آموزان را ملزم میکند تا کتابهای درسی را بخوانند و از طریق آنها با برخی مهارتهای ارزیابی موضوع های مطرح شده در چارچوب بحث کلاسی آشنا شوند. هر پرسش پیرامون یک موضوع خاص و محدود طرح میشود. از آن جا که مطالعه موضوع ها به منظور فهم آنها برای دانش آموزان مشکل است پیستل موضوع مورد نظر برای مطالعه را به قطعات کوچک تر و برای جلساتی مشخص تقسیم می.کند پرسش اکتشافی، با تکلیفی که دانش آموزان میخوانند متناسب است و در حدود ۵۰ صفحه حجم دارد پیستل همان طور که خودش تکلیف تعیین شده را میخواند، پرسش مورد نظر را نیز مطرح میکند و آن دسته از موضوع ها یا اصولی را که قصد دارد دانش آموزان بر آنها تمرکز داشته باشند و بفهمند، بیرون میکشد هر پرسش موضوع وسیعی را در بر می گیرد و در خصوص آن گزینه هایی مطرح میشوند که درست یا غلط بودن آنها در حین استفاده از این فن مشخص می.شود به دانش آموزان ۱۰ تا ۲۰ دقیقه فرصت داده میشود تا به صورت گروهی درباره درست یا غلط بودن هر گزینه با یکدیگر هم فکری کنند و برای هر پاسخ توجیهی ارائه دهند.
اصولاً پرسش اکتشافی به منزله دستور کار بحثهای هر جلسه کلاس درس است. در طول ۱۰ تا ۲۰ دقیقه که گروه در حال کار روی پرسش است اعضای گروه برای یافتن پاسخها تکالیف تعیین شده قبلی را بازبینی میکنند و توجیهات مربوط به پاسخها را بین خودشان به بحث می.گذارند این فعالیت، دانش آموزان را وامی دارد تا با خواندن تکلیف تعیین شده، نظرهایی را که حاوی ماهیت اصلی موضوع مورد بحث هستند اصلاح کنند و به پاسخ درست دست یابند.
پیستل، پیش از شروع کلاسها کارتهایی به ابعاد ۵×۳ سانتی متر در اختیار هر گروه قرار میدهد و از آن ها میخواهد که اسامی اعضای گروه و پاسخهای مورد نظر خود را روی کارتها بنویسند و در پایان کار به معلم برگردانند. پس از جمع آوری همه کارتها به طور تصادفی یکی از آنها را بیرون می کشد و از دانش آموزی طرحی نو در اداره کلاس که کارت متعلق به اوست میخواهد تا توجیه گروه خود را در خصوص پاسخشان مطرح کند. این تدبیر چند فایده دارد نام دانش آموز را یاد میگیرد؛ همکاری گروهی را تشویق میکند؛ به زمان آمادگی دانش آموز برای پاسخ دادن آگاهی پیدا میکند؛ مسؤولیت پاسخ گویی فردی را تشویق میکند زیرا نمیداند که کدام عضو برای ارائه توجیه فراخوانده خواهد شد؛ و سرانجام موقعیت پاسخ گویی را مطلوب تر میکند زیرا دانش آموز در واقع از طرف گروه حرف میزند نه از طرف خودش.
پیستل این راهبرد را در کلاسهای متشکل از ۲۰ تا ۶۰ دانش آموز به کار گرفته و در نتیجه های کار تفاوت چندانی مشاهده نکرده است. در کلاسهایی با حجم کمتر نظارت بر گفت و گوها و بحث های کلاسی آسان تر است. اما در عین حال به نظر نمیرسد که توانایی،نظارت یک عامل اساسی در موفقیت این راهبرد باشد به منظور اطمینان از دست یابی همه دانش آموزان به یک سطح قابل قبول از شناخت پیگیری بحث ها کافی به نظر میرسد در ارتباط با محتوا و نوع تجربههای آزمایشگاهی در هر هفته فراوانی پرسشهای مورد استفاده نیز میتواند متغیر باشد به طور متوسط نیمی از وقت کلاس به این کار اختصاص می یابد و به دلیل محدودیت زمانی، حذف محتوا هیچ وقت ضروری به نظر نمی رسد.
نتیجه استفاده از واکنش دانش آموزان نسبت به این راهبرد،کلاسی در سال دوم بسیار مثبت ارزیابی می شود. براساس ارزیابی دانش آموزان در پایان هر سه ماه شماری از واکنشهای دانش آموزان را که مستقیماً به استفاده از پرسشهای اکتشافی مربوط میشوند جمع آوری میکنند ماهیت اظهار نظرهای دانش آموزان نشان میدهد که آنها برای این تجربه ارزش قائل هستند نمونههایی از این اظهار نظرها به شرح زیر است:
من در اثر کلنجار ذهنی با خودم از این کلاس لذت برده ام مهارت استاد پیستل در اجرای این کار گروهی را تحسین میکنم.
احساس میکنم که راهبرد آموزشی او بسیار خوب است. ما در کلاس به تفکر وادار میشویم و این کار اهمیت فراوانی دارد زیرا در امتحان نیز باید از همین روش استفاده کنیم.
من کار گروهی را دوست دارم این کار کمک میکند تا با یکدیگر چیزی بیاموزیم و آموزش ببینیم.
خانم پیستل طوری درس میدهند که همه در یادگیری شرکت میکنند.
دکتر پیستل ما را به اندیشیدن واداشته است. او آموزش میدهد او صرفاً به ما نمی گوید که چگونه کار انجام دهیم، بلکه ما را وادار میکند تا آنچه در ذهن داریم بیان کنیم به او بگوییم که چرا و چگونه میخواهیم کاری را انجام دهیم. او دانش آموز را به اندیشیدن وادار میکند.
روش او برای واداشتن کلاس به بحث روش با ارزشی بود مهم ترین ارزش آن دخالت دادن ما در فعالیت کلاسی و اشتراک در تفکر بود.
خانم پیستل معقتد است که یکی از دلایل واکنشهای مثبت دانش آموزان به این راهبرد آموزشی، توضیحاتی است که در مورد این فن به دانش آموزان میدهد. او معتقد است، نمیتوان از دانش آموزان انتظار داشت که سودمندی یک راهبرد آموزشی را درک کنند مگر این که معلم ماهیت ویژه و سودمندی خاص آن را تشریع کند.
او در نخستین روز کلاس برای دانش آموزان توضیح میدهد که هدفش تبدیل کردن آنها به یادگیرندگان مستقل، خلاق و نوآور است. دو جنبه از برجسته ترین جنبههای این هدف عبارتند از:
۱. دانش آموزان بهتر بتوانند از کتابهای درسی اطلاعات به دست آورند؛
۲. دانش آموزان به دانش و اطلاعات،خود همچنین به توانایی خود برای ابراز این اطلاعات و استفاده از آنها در حل مسائل آگاهی پیدا کنند.
خانم پیستل، نحوه تنظیم این راهبردهای کلاسی را برای دانش آموزان توضیح می دهد. در خصوص پرسشهای اکتشافی دانش آموزان میتوانند تکالیف خواندنی تعیین شده را مرور کنند و مجدداً به ارزیابی آنها بپردازند گروه شرکت کننده در آماده سازی توجیه برای پاسخها اعضا را وادار می کنند تا سطح درک و شناخت خود را ارزیابی کنند. او در طول دوره آموزش همواره هدفهای خود و چگونگی دست یابی به آنها را از طریق راهبردهای آموزشی یادآور میشود.
خانم پیستل، در آغاز کار وقتی به دانش آموزان یادآور میشود که،مطالعه مهارتی است که باید هرچه بیش تر در خود رشد دهند، بسیاری از آنها با او موافق هستند. از طرف دیگر، صرفاً به علت استفاده از فن تعاملی است که دانش آموزان به ارزش راهبرد در کمک کردن به یادگیری بهتر پی میبرند. از این رو، بارها از دانش آموزان میخواهد که به فن مورد استفاده توجه داشته باشند. این پژوهشگر دریافته است که هر چه درباره ماهیت و علت آنچه در کلاس انجام میدهد برای دانش آموزان بیشتر توضیح دهد هم از لحاظ میزان یادگیری دانش آموزان و هم از لحاظ نگرش آنها نسبت به درس و مشق نتیجه بهتری به دست خواهد آورد.
در طول نخستین سال به کارگیری این راهبرد در هفته اول ماهیت آن را تشریع میکند و پس از آن دیگر درباره انگیزه ها یا هدفهایش حرفی به میان نمی آورد مقایسه اظهار نظرهای دانش آموزان در سال اول که با این راهبرد آموزش دیده بودند با اظهار نظرهای آنها در سال دوم نشان میدهد که یادآوری و تذکر مداوم تا چه حد میتواند مهم و مفید باشد. علاوه بر چند اظهار نظر مثبت، نظرات زیر در سال اول ارائه شده اند:
کلاس به دریافت آموزش و راهنمایی بیشتری نیاز دارد باشد.
احساس میکنم که برای این نوع کلاسها کار گروهی مناسب نیست هدایت گروه نباید بر عهده یک نفر باشد.
در پاسخ به این پرسش که نقطه ضعف معلمتان چیست؟ این پاسخ دریافت شد: «روش تدریس درس شیمی»
در پاسخ به این پرسش که چگونه میتوان این دوره آموزشی را بهبود بخشید؟ این پاسخ ها دریافت شد:
کار گروهی را مجدداً برقرار کنید.
بر کار گروهی کمتر تأکید کنید.
کار گروهی را کاهش دهید.
چارچوب کار را بهتر کنید.
برای دانش آموزان وقوع هر نوع تغییری دشوار است این نوع تغییر در فرایند آموزش یادگیری میتواند زیان بار باشد در کلاس تعاملی مسؤولیت دانش آموز در فرایند یادگیری به مراتب بیشتر از یک کلاس مبتنی بر روش سنتی سخنرانی است. این افزایش مسؤولیت برای بسیاری از دانش آموزان هراس آور است. به همین دلیل میتوان از آنها واکنشهای منفی انتظار داشت چون بروز این احساس ترس یا احساسات منفی اجتناب ناپذیر است باید برای کاهش آن و افزایش راحتی دانش آموزان چاره جویی کرد به نظر میرسد که یادآوری مداوم هدفها و انگیزههای روشن مذکور، بسیار سودمند خواهد بود.
به حداکثر رساندن اثر بخشی هر نوآوری در آموزش و پرورش فرایندی تکراری است. برای مثال، چالش خانم پیستل در سال بعد به نحوه رسیدگی به اظهار نظرهایی مربوط میشود که امسال دریافت میکند:
مشارکت گروهی روش مطلوبی،است زیرا میتوانیم خودمان را در اثر مورد سؤال قرار گرفتن از طرف فردی دیگر اصلاح کنیم از آنجا که خانم پیستل میخواهد بر پایه تجربه خودمان به ما چیز بیاموزد، بنابراین گاهی به ما اجازه میدهد تا به چیزی که دوست داریم بیندیشیم و قضاوت کنیم.
معلم به دانش آموزان اجازه میدهد تا به تشریح هرچه بیش تر پاسخهای غلط ادامه دهند. تشخیص این که چه راهی برای انجام دادن کارها درست است برای ما آسان نیست وقتی دانش آموز به پرسش معلم پاسخ غلط میدهد معلم باید به او بگوید که به راههای دیگر بیندیشد و باز هم تلاش کند.
توانایی برای ابراز آزادانه،عقاید خواه غلط خواه درست برای دانش آموز خیلی اهمیت دارد؛ هرچند برخی از این بحث ها در خصوص پاسخهای غلط برای تعدادی از دانش آموزان آشکارا دشوار است. چگونه میتوان مشخص کرد که باید به دانش آموزان اجازه صحبت داد و مطمئن شد که اظهار نظرهای صحیح به همه دانش آموزان به طور روشن منتقل خواهد شد؟
دلایلی وجود دارد که خانم پیستل از به کارگیری راهبردهای آموزش مبتنی بر تعامل لذت میبرد. مهم ترین آنها عبارتند از افزایش پویایی کلاس افزایش چالش دانش آموزان و انطباق روش آموزشی با نیازها و درک دانش آموزان چالشها و خطرهای مربوط به نوآوریها در اداره کلاس و شیوه تدریس واقعیت دارند با این حال زمانی این نوآوریها با موفقیت روبه رو میشوند که فایدههای آنها روشن شوند.