<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>نوآوری‌های آموزشی</title>
    <link>https://noavaryedu.oerp.ir/</link>
    <description>نوآوری‌های آموزشی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Fri, 22 May 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Fri, 22 May 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>ابعاد مفهومی ماهیت آموزش کار و فناوری در برنامۀ درسی دورۀ ابتدایی: مروری نظام‌مند بر تحقیقات تجربی</title>
      <link>https://noavaryedu.oerp.ir/article_219272.html</link>
      <description>هدف از انجام پژوهش حاضر، شناسایی ابعاد مفهومی ماهیت آموزش کار و فناوری در برنامۀ درسی دورۀ ابتدایی بر   اساس مروری نظام‌مند بر تحقیقات تجربی بود. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و با استفاده از روش سنتزپژوهی با توجه به توالی پیشنهادی گاف نتایج حاصل از پژوهش‌های اولیه و پراکنده، به‌منظور یکپارچه‌سازی نتایج، گردآوری شده است. آموزش کار و فناوری در ادبیات آموزش در دوران کودکی، در سه پایگاه دادۀ اصلی خارجی 1) اسکوپوس؛ 2) جست‌وجویی مشترک در پایگاه دادۀ آموزش آنلاین و پایگاه‌های اطلاعات مرکز اطلاعات منابع آموزشی پرکوییست و اریک و 3) تحقیقات آموزشی کامل (ابسکو) و سه پایگاه داخلی مگیران، نورمگز و پایگاه برای مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی (اس‌آی‌دی) ـ بین سال‌های 2۰10 تا 2023 برای مقالات خارجی و 1390 تا 1402 برای منابع داخلی ـ جست‌وجو شد. در کل 39 سند علمی (27 عنوان به زبان انگلیسی و 12 عنوان به زبان فارسی)، که همگی مقاله بودند، بررسی شده است.کدگذاری داده‌ها با استفاده از تحلیل محتوای قیاسی انجام شده است. نتایج نشان داد که مفاهیم مدنظر در   زمینۀ آموزش کار و فناوری در مطالعات را می‌توان در پنج حوزه و هستۀ کار و مهارت فناوری و اطلاعات (یادگیری برای آموختن، ارتباط، کارگروهی، حل مسئله و فناوری اطلاعات و ارتباطات) برای عناصر لازم آموزش کار و فناوری در برنامۀ درسی دورۀ ابتدایی دسته‌بندی کرد. پیامدهای مشترک این بررسی ادبیات، نیاز به دانش موضوعی فناوری پیشرفته را برای مربیان دوران کودکی نشان می‌دهد تا از مشارکت   دادن فعالیت‌های آموزش فناوری اطمینان داشته باشند و آن‌ها را قادر می‌سازد اهمیت گنجاندن ابعاد مختلف فناوری را تشخیص دهند و این دانش را در شیوه‌های آموزش دورۀ ابتدایی آشکار کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مفهوم پردازی شوق یادگرفتن دانش آموزان: مطالعۀ مروری نظام دار</title>
      <link>https://noavaryedu.oerp.ir/article_210612.html</link>
      <description>شوق یادگرفتن به‌عنوان یک مفهوم کلیدی در روان‌شناسی آموزشی، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. پژوهش حاضر با هدف 1) مرور مفهومی پیشینۀ پژوهشی در بارۀ مفاهیم انگیزش، میل، تمایل، علاقه، شور، شوق، شور و شوق، عشق و مشارکت؛ 2) نشان‌دادن تمایز و شباهت بین شوق یاد‌گرفتن با مفاهیم مطرح شده؛ 3) مشخص کردن نشانگرها، ملاک‌ها و مؤلفه‌های مرتبط با مفهوم شوق یاد-گرفتن؛ و 4) ارائۀ تعریف مناسبی از مفهوم شوق یاد‌گرفتن با جست‌وجو در پایگاه داده‌ها Semantic Scholar ,Google Scholar, Springer, SAGE و Science Direct در دورۀ زمانی 2023-2000 با استفاده از کلید واژه‌های مرتبط با مفاهیم مذکور به‌طور جداگانه انجام شده است. جست‌وجوی اولیه به بازیابی 21609 مقاله منجر شد که بعد از اعمال ملاک‌های انتخاب و خارج کردن مقالات از جست‌وجو؛ 125 مقاله در زمینۀ موضوع مورد بررسی به‌دست آمد. اسناد منتخب با استفاده از راهبرد تحلیل محتوای کیفی اولزاید، تحلیل شد. در نهایت، می‌توان شوق را به‌عنوان یک سازۀ انگیزشی وابسته به فرهنگ که مترادف با شور و شوق است را به‌ داشتن و نشان‌دادنِ میل، تمایل یا علاقۀ شدید کودک نسبت به یادگرفتن چیزی که برایش لذت‌بخش و بسیار هیجان‌انگیز یا جالب است، تعریف کرد. افزون بر این، تفاوت‌ها و شباهت‌های موجود بین مفاهیم شوق با انگیزه، میل، تمایل، علاقه، شور، شور و شوق، عشق و مشارکت نشان می‌دهد که از نظر شدت منبع انگیزشی و میزان تجلّی هیجانی با یکدیگر فرق دارند و می-توان آن‌ها را بر روی یک پیوستار از انگیزش‌درونی به تجلّی هیجانی و رفتار قابل مشاهده نمایش داد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر آموزش ریاضی مبتنی بر فراشناخت بر درگیری تحصیلی دانش‌آموزان</title>
      <link>https://noavaryedu.oerp.ir/article_226868.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف بررسی میزان اثربخشی آموزش ریاضی مبتنی بر فراشناخت بر درگیری تحصیلی دانش‌آموزان دختر پایۀ نهم انجام شد. این پژوهش از بعد هدف کاربردی است. طرح پژوهش نیز از نوع نیمه‌تجربی است با دو گروه آزمایش و گروه کنترل و با استفاده از پرسش‌نامه در دو مرحلۀ قبل و بعد از مداخلۀ متغیر مستقل در هر دو گروه. نمونۀ آماری 65 دانش‌آموز شهرستان قائم‌شهر بودند که به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند. در این پژوهش، متغیر مستقل آموزش ریاضی مبتنی بر فراشناخت و متغیر وابسته میزان درگیری تحصیلی دانش‌آموزان در درس ریاضی بود که با استفاده از پرسش‌نامۀ ریو (2013) سنجیده شد. برای رسیدن به این هدف از روش تدریس فراشناختی IMPROVE به‌منزلۀ متغیر مداخله‌گر در گروه آزمایش استفاده شد و نتایج پژوهش به کمک آزمون برابری واریانس‌ها و آزمون تی تحلیل شد. یافته‌های حاصل از پژوهش نشان داد استفاده از روش تدریس مبتنی بر فراشناخت در آموزش ریاضی میزان درگیری تحصیلی دانش‌آموزان دختر پایۀ نهم را به میزان معناداری افزایش می‌دهد. همچنین استفاده از روش تدریس مبتنی بر فراشناخت در آموزش ریاضی میزان درگیری در هریک از مؤلفه‌های درگیری تحصیلی (درگیری شناختی، درگیری عاطفی، درگیری رفتاری و درگیری عاملیت) را نیز به میزان معناداری افزایش می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل و رتبه‌بندی مؤلفه‌های ضعف تخصصی دانش‌آموزان در تشبیه، استعاره، مجاز و کنایه</title>
      <link>https://noavaryedu.oerp.ir/article_225547.html</link>
      <description>هدف این پژوهش، تحلیل و رتبه‌بندی مؤلفه‌های ضعف تخصصی دانش‌آموزان پایۀ یازدهم رشتۀ علوم انسانی در تشخیص و فهم آرایه‌های تشبیه، استعاره، مجاز و کنایه بود. پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر نوع داده‌ها آمیختۀ اکتشافی بود که به شیوۀ متوالی کیفی ـ کمّی انجام شد. در بخش کیفی، 10 نفر از دبیران ادبیات فارسی با روش نمونه‌گیری هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری انتخاب شدند و داده‌ها از طریق مصاحبۀ نیمه‌ساختاریافته و عمیق گردآوری شد. تحلیل داده‌ها با روش تحلیل محتوا و کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام گرفت. روایی از طریق خودبازبینی محقق و پایایی با شاخص تکرارپذیری تأیید شد.در بخش کمّی، جامعۀ آماری شامل دبیران ادبیات فارسی و علوم و فنون شهرستان آبیک در سال تحصیلی 1403-1402 و دانش‌آموزان پایۀ یازدهم انسانی بود. نمونۀ دبیران به‌صورت تمام‌شمار (20 نفر) و نمونۀ دانش‌آموزان بر اساس جدول کرجسی ـ مورگان، 210 نفر و به روش تصادفی ساده انتخاب شد. ابزار گردآوری داده‌ها پرسش‌نامۀ محقق‌ساختۀ 26 سؤالی بود که روایی صوری و پایایی آن با آلفای کرونباخ تأیید شد. داده‌ها با آمار توصیفی و آزمون T تحلیل شدند.یافته‌ها نشان داد ضعف‌های تخصصی دانش‌آموزان در علم بیان در چهار دستۀ تشبیه، استعاره، مجاز و کنایه قرار می‌گیرد. بیشترین ضریب اهمیت (39/29) مربوط به &amp;amp;laquo;ناتوانی در تشخیص استعارۀ پنهان به دلیل تشخیص ندادن ویژگی‌ها و لوازم مشبه‌به محذوف&amp;amp;raquo; و نیز &amp;amp;laquo;ضعف گنجینۀ واژگانی و فهم معنایی در تشخیص کنایه&amp;amp;raquo; بود. کمترین ضریب اهمیت (28/25) به مؤلفه‌هایی چون ضعف در تصویرسازی ذهنی در تشبیه، نارسایی در مباحث دستوری و ترکیبات اضافی، دشواری در تشخیص پیوند معنای اصلی و مجازی، تفکیک مجاز و استعاره، فهم روابط معنایی و مجاورت واژه‌ها، تمایز کنایه و مجاز و شناخت مصدر و ساختار فعل‌های مرکب اختصاص داشت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثربخشی آموزش فیزیک با رویکرد ماهیت علم بر پیشرفت تحصیلی و باورهای انگیزشی دانش‌آموزان</title>
      <link>https://noavaryedu.oerp.ir/article_218502.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش فیزیک، با رویکرد ماهیت علم، بر پیشرفت تحصیلی و باورهای انگیزشی یادگیری دانش‌آموزان و با روش کمی شبه‌آزمایشی، از نوع طرح پیش‌آزمون ـ پس‌آزمون با دو گروه کنترل و آزمایش، انجام شد. جامعۀ آماری این پژوهش را کلیۀ دانش‌آموزان دختر پایۀ دهم دورۀ دوم متوسطۀ شهر کلاله در سال تحصیلی ۱۴۰۱-۱۴۰۰ تشکیل می‌دهند که به روش نمونه‌گیری در دسترس، تعداد 40 دانش‌آموز انتخاب و در دو گروه بیست‌نفره به‌طور تصادفی تقسیم شدند. برای گردآوری داده‌ها، از آزمون پیشرفت تحصیلی محقق‌ساخته استفاده شد که شامل بیست سؤال چهارگزینه‌ای با ضریب پایایی 73/0 بود. همچنین برای سنجش راهبردهای انگیزشی دانش‌آموزان، پرسش‌نامۀ استاندارد راهبردهای انگیزشی یادگیری پینتریچ و دی گروث استفاده شد. به‌منظور تجزیه‌وتحلیل داده‌ها، پس از محاسبۀ شاخص‌های آماری هریک از متغیرها در بخش آمار استنباطی، از آزمون تحلیل کوواریانس برای بررسی فرضیه‌های پژوهش استفاده شد. نتایج نشان داد، آموزش فیزیک با رویکرد ماهیت علم به‌نسبت رویکرد متداول، بر پیشرفت تحصیلی و باورهای انگیزشی دانش‌آموزان اثربخش‌تر است؛ بنابراین با توجه ‌به ضعف باورهای انگیزشی دانش‌آموزان و سطح پایین عملکرد آنان در یادگیری مفاهیم فیزیک، توصیه می‌شود از رویکرد ماهیت علم به‌‌منزلۀ راهکاری مؤثر در آموزش علوم بهره گرفته شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثربخشی برنامه سرگرمی بدون تلفن همراه بر خلاقیت، خود اتکایی، مسئولیت پذیری و خود نظم دهی کودکان 8-6 ساله</title>
      <link>https://noavaryedu.oerp.ir/article_225009.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف اصلی بررسی اثربخشی برنامه سرگرمی بدون تلفن همراه بر خلاقیت، خود اتکایی، مسئولیت پذیری و خود نظم دهی کودکان 8-6 ساله، انجام شد. روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با پیش آزمون-پس آزمون و دوره پیگیری 45 روزه با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش، شامل تمامی کودکان بازه سنی 8-6 ساله در شهر اصفهان، در سال تحصیلی1403-1402 بود که به روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای انجام شد؛ به طوری که تعداد 40 کودک 8-6 ساله انتخاب گردید و به صورت تصادفی 20 نفر در گروه آزمایش و 20 نفر در گروه کنترل گمارده شدند. گروه آزمایش پروتکل کلاس‌های آموزشی برنامه سرگرمی بدون تلفن همراه متیو جریس (2015) را طی ده جلسه دریافت کردند اما گروه کنترل مداخله‌ای دریافت نکرد. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه خلاقیت عابدی (1372)، چک لیست سنجش میزان عزت نفس کودکان پیش دبستانی عزیزی مقدم (1386)، پرسشنامه مسئولیت پذیری دانش آموزان (1393) و پرسشنامه خودنظم دهی مارک دیویس (1983) بود. داده‌ها به روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر با استفاده از نسخه 26 نرم افزار spss مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج بیانگر تفاوت معنادار بین گروه آزمایش و گروه کنترل در خلاقیت، خوداتکایی، مسئولیت پذیری و خودنظم دهی بود؛ همچنین در آزمون پیگیری نیز تفاوت معناداری در خلاقیت، خوداتکایی، مسئولیت پذیری و خودنظم دهی، نسبت به نمرات پیش آزمون، به دست آمد. بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که کلاس‌های آموزشی برنامه سرگرمی بدون تلفن همراه بر خلاقیت، خوداتکایی، مسئولیت پذیری و خودنظم دهی کودکان 8-6 ساله موثر است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>حسادت آکادمیک در دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان مشهد ـ رویکرد ترکیبی هم‌زمان</title>
      <link>https://noavaryedu.oerp.ir/article_219273.html</link>
      <description>هدف این پژوهش، مطالعۀ عمیق حسادت آکادمیک در دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان مشهد است. طرح پژوهش ترکیبی و از نوع هم‌زمان موازی است. در بخش کیفی، از روش پدیدارشناسی توصیفی استفاده شد. مشارکت‌کنندگان پژوهش شامل کلیۀ دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان مشهد بودند که با رویکرد نمونه‌گیری هدفمند و روش نمونه‌گیری گروه بارز، دانشجومعلمانی انتخاب شدند که در سال چهارم تحصیل می‌کردند. روش گردآوری داده‌ها، مصاحبۀ نیمه‌ساختاریافته و برای تحلیل داده‌ها، از روش تحلیل مضمون مبتنی بر مضامین پایه، سازمان‌دهنده و فراگیر استفاده شد. در بخش کمی نیز از روش توصیفی ـ پیمایشی استفاده شد. جامعۀ آماری شامل دانشجویان سال چهارم بودند که با روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای ساده، 85 نفر از دانشجومعلمان گروه‌های تحصیلی مختلف به‌‌منزلۀ نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش، مقیاس حسادت آکادمیک  بود که پس از محاسبۀ روایی و پایایی، بین گروه نمونه توزیع شد. داده‌ها با استفاده از روش‌های آماری آزمون تی تک‌نمونه‌ای، تحلیل واریانس و اندازه‌گیری‌های مکرر تحلیل شدند. یافته‌های بخش کیفی مربوط به تجارب زیستۀ دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان نشان داد که احساسات غالب آنان در مواجهه با حسادت آکادمیک شامل احساس کینه‌توزی، خودخوری و بلوغ و رشد است. نتایج بخش کمی نیز نشان داد که حسادت آکادمیک در میان دانشجومعلمان وجود دارد و کینه‌ورزی غالب‌ترین احساس در این زمینه است؛ بنابراین بر اساس یافته‌های بخش کمی و کیفی، حسادت آکادمیک چالشی جدی برای دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان است و لازم است با شناخت دقیق احساسات و تجربیات آنان، برای کاهش حسادت آکادمیک و بهبود سلامت روان دانشجویان، برنامه‌های مداخله‌ای مؤثرتر طراحی شده و سیاست‌های دانشگاهی در زمینه‌های مختلف از جمله ارزیابی عملکرد، رقابت تحصیلی و حمایت از دانشجویان اصلاح شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثربخشی آموزش مبتنی بر اثر پیگمالیون بر آشفتگی شناختی و رفتارهای فرانقشی در معلمان دورۀ اول ابتدایی</title>
      <link>https://noavaryedu.oerp.ir/article_218346.html</link>
      <description>این مطالعه با هدف اثربخشی آموزش مبتنی بر اثر پیگمالیون بر آشفتگی شناختی و رفتارهای فرانقشی در معلمان دورۀ اول ابتدایی شهرستان میبد انجام شده است. رویکرد این مطالعه کمّی و به روش نیمه‌آزمایشی و با به‌کارگیری طرح پیش‌آزمون ـ پس‌آزمون با گروه کنترل بود. جامعۀ آماری پژوهش متشکل از کلیۀ معلمان دورۀ اول ابتدایی شهرستان میبد و با استفاده از روش نمونه‌گیری در دسترس بود. 30 نفر به‌منزلۀ نمونه انتخاب و به‌صورت تصادفی در دو گروه 15 نفری (آزمایش و کنترل) جایگزین شدند. شرکت‌کنندگان به پرسش‌نامه‌‌های استاندارد رفتارهای فرانقشی ارگان و آشفتگی شناختی ماسون پاسخ دادند. پس از انتخاب‌ گروه‌ها، برنامۀ آموزشی روزنتال و جاکوبسن در هشت جلسۀ یک‌ساعته به گروه آزمایش آموزش داده شد؛ درحالی‌که اعضای گروه گواه هیچ‌گونه مداخله‌ای را در طول مدت آزمایش دریافت نکردند. در پایان نیز، پرسش‌نامه‌های فوق روی هر دو گروه اجرا شد و داده‌های پژوهش با استفاده از نرم‌افزار اس‌پی‌اس‌اس نسخۀ 26 و آزمون‌ تحلیل کوواریانس، در سطح معنا‌داری 0/95 تحلیل شدند. نتایج نشان داد که آموزش مبتنی بر اثر پیگمالیون هم بر آشفتگی شناختی و هم بر رفتارهای فرانقشی معلمان دورۀ اول ابتدایی شهرستان میبد تأثیر معناداری داشته است (0/001&amp;amp;gt;P). بر اساس یافته‌های به‌دست‌آمده، نتیجه‌گیری می‌شود که با آموزش اثر پیگمالیون به معلمان، از رفتارهای ناکارآمد و آشفتگی شناختی آن‌ها کاسته شده و همچنین آن‌ها را در محیط کار و کلاس درس کارآمدتر کرده تا رفتارهای فرانقشی بیشتری از خود بروز دهند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسۀ اثربخشی آموزش کفایت اجتماعی و شایستگی اجتماعی ـ هیجانی بر استرس انتظارات و رفتارهای خودشکن تحصیلی دانش‌آموزان</title>
      <link>https://noavaryedu.oerp.ir/article_218367.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف مقایسۀ اثربخشی آموزش کفایت اجتماعی و شایستگی اجتماعی ـ هیجانی بر استرس انتظارها و رفتارهای خودشکن تحصیلی دانش‌آموزان انجام شد. طرح پژوهش نیمه‌آزمایشی به شیوۀ پیش‌آزمون ـ پس‌آزمون با دو گروه آزمایش و یک گروه گواه بود. جامعۀ آماری پژوهش شامل کلیۀ دانش‌آموزان مقطع متوسطۀ مراجعه‌کننده به مرکز مشاورۀ وابسته به سازمان آموزش‌وپرورش شهر گرگان در سال 1402 بودند. با روش نمونه‌گیری هدفمند، 45 نفر انتخاب و به‌صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه گواه جایگزین شدند. ابزارهای پژوهش پرسش‌نامه‌های استرس انتظارات تحصیلی آنگ و هوان (2006) و رفتارهای خودشکن تحصیلی کانینگهام (2007) بود. داده‌های پژوهش با تحلیل کوواریانس چندمتغیره و آزمون تعقیبی ال‌اس‌دی توسط از طریق اس‌پی‌اس‌اس نسخۀ 26 تجزیه‌وتحلیل شدند. نتایج نشان داد بین اثربخشی آموزش کفایت اجتماعی و شایستگی اجتماعی ـ هیجانی بر استرس انتظارات و رفتارهای خودشکن تحصیلی دانش‌آموزان تفاوت معنادار وجود دارد (05/0&amp;amp;gt;P). همچنین آموزش شایستگی اجتماعی ـ هیجانی به‌نسبت کفایت اجتماعی بر کاهش استرس انتظارات و رفتارهای خودشکن تحصیلی تأثیر بیشتری دارد. نتایج حاکی از آن است که آموزش شایستگی اجتماعی ـ هیجانی با تغییر نگرش‌ها، ارزش‌هـا، رفتـار و ارتقای سطح عزت‌نفس و تعـاملات اجتمـاعی موجب کاهش استرس انتظارات و رفتارهای خودشکن تحصیلی دانش‌آموزان می‌شود. باور به توانمندی و شایستگی‌های اجتماعی و هیجانی و نیز نگرش دربارۀ رخدادها، پیش‌بینی‌کنندۀ خوبی برای مقاومت در برابر عوامل استرس‌زا و چالش‌ها در زمینه‌های تحصیلی است و مانع از کاهش عملکرد می‌شود و دانش‌آموز با بینش بیشتر به مقابلۀ مطلوب با استرس می‌پردازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ساخت، اعتباریابی و رواسازی ابزار سنجش عدالت آموزشی در ایران : یک رویکرد آمیخته ایرانی-اسلامی</title>
      <link>https://noavaryedu.oerp.ir/article_215495.html</link>
      <description>شناخت و تبیین مفهومی عدالت آموزشی به عنوان یک مساله اصلی در حوزه تحقیقات نظام های آموزشی مطرح و عدم تبیین مولفه های این متغیر عملاً چالش راهبردی و مانع جدی تحقق اهداف برنامه ریزی آموزشی به منظور بهره مندی عادلانه همه افراد جامعه از آموزش های عمومی می باشد. بنابراین جهت کاهش خلاء‌های علمی، این مقاله با هدف شناسایی مولفه های عدالت آموزشی با رویکری ایرانی اسلامی در نظام آموزش و پروش ایران انجام گردید. روش تحقیق پژوهش حاضر به‌صورت آمیخته اکتشافی انجام و پس از مصاحبه‌های عمیق با 20 نفر از صاحب‌نظران حوزه آموزش با استفاده از نرم افزار MAXQDA تحلیل داده‌های کیفی با رویکرد نظریه داده ‌بنیاد صورت پذیرفت در ادامه با روش‌ تحلیل عاملی تائیدی و با استفاده از نرم افزار AMOS، نتایج بخش کیفی ارزیابی و مورد تأیید قرار گرفت. براساس یافته های تحقیق مولفه های شناسایی شده عدالت آموزشی به ترتیب اولویت عبارتند از بُعد آموزشی، بُعد توزیعی، بُعد زیرساختی، بُعد اسلامی، بُعد مدیریتی، بُعد اجرایی، بُعد ملی‌گرایانه، بُعد تربیتی/ پرورشی، بُعد اجتماعی و بُعد اقتصادی. نتایج بخش کمی نیز بیانگر برازش مناسب مدل و تائیدکننده مولفه های شناسایی شده بخش کیفی می باشد بنابراین به منظور تحقق الگوی مطلوبی از عدالت آموزشی ضمن درنظر گرفتن ابعاد و مولفه های شناسایی شده، توجه به نقش اثرگذار بسترهای زمینه ای، عوامل مداخله گر موضوع و توجه به راهبردهایی نظیر اصلاح و بازنگری قوانین، توجه به مسائل فرهنگی و مذهبی، تغییر رویکرد نظام آموزشی و ایفای نقش مطلوب سازمان ها و نهادهای متولی ضروری است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر روش تدریس قصه‌گویی بر یادگیری درس ریاضی دانش‌آموزان پایه چهارم ابتدایی</title>
      <link>https://noavaryedu.oerp.ir/article_216638.html</link>
      <description>هدف پژوهش حاضر، بررسی تاثیر روش تدریس قصه‌گویی بر یادگیری درس ریاضی دانش‌آموزان پایه چهارم ابتدایی است. در این پژوهش از روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون &amp;amp;ndash; پس آزمون با گروه کنترل و آزمایش استفاده شد. جامعه آماری پژوهش شامل دانش آموزان پسر پایه چهارم ابتدایی شهرستان تاکستان ازاستان قزوین در سال تحصیلی ۱۴۰۱-۱۴۰۰ بود که از میان انها ۴۰ نفر(۲۰ نفر گروه آزمایش و ۲۰نفر گروه کنترل) به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. داده ها با استفاده از آزمون محقق ساخته جمع آوری و عملکرد یادگیری مشتمل برحیطه شناختی گردآوری شد.. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس یک راهه(ANCOVA) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان دادند که اجرای روش تدریس قصه گویی در درس ریاضی توانسته است سبب افزایش نمره یادگیری درس ریاضی در حیطه شناختی (سطح دانش، درک و فهم، کاربرد، تجزیه و تحلیل، ترکیب) شود اما در سطح ارزشیابی عملکرد مثبتی به دست نیامد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل نقش مدیران در راهبری بازگشت به مسیر اصلی در مدارس</title>
      <link>https://noavaryedu.oerp.ir/article_219510.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف بررسی و شناسایی وظایف و نقش های مدیران مدارس در رهبری بازگشت به مسیر در مدارس متوسطه انجام شده است. پژوهش حاضر با رویکرد مرور نظام مند پژوهش های علمی مرتبط با تحقیق پیرامون نقش مدیران مدارس در رهبری بازگشت مسیر مدارس متوسطه انجام گرفته است. به طوریکه پژوهش های مرتبط از مجلات معتبر بین المللی استخراج و سپس مورد سنجش قرار گرفته تا در ارتباط با موضوع پژوهش باشند بعد از بررسی داده ها به تجزیه و تحلیل آنها، کدگذاری باز و مقوله های موردنظر صورت گرفته است کدهای باز در کدانتخابی نقش مدیران در رهبری بازگشت به مسیر شناسایی گردید که در قالب مولفه های راهبردی دسته بندی شدند. نتایج پژوهش نشان داد : پس از تحلیل و بررسی محتوای متون و کدگذاری محوری و انتخاب مقوله ها و زیر مقوله هادر مجموع 81 کدباز و 6 کد محوری (مدیریت و رهبری، توسعه سازمانی، بهبود فرایندها و کیفیت، همکاری و ارتباطات، ارزیابی و بهینه سازی، توسعه فردی و سازمانی)برای فعالیتهای مدیران مدارس در رهبری بازگشت به مسیر شناسایی شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>رابطه ی درگیری تحصیلی و پیشرفت تحصیلی:یک پژوهش فراتحلیلی</title>
      <link>https://noavaryedu.oerp.ir/article_219693.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف ترکیب نتایج پژوهش‌های مختلف و دستیابی به نتیجه‌ای کلی در مورد رابطه بین ابعاد درگیری تحصیلی (رفتاری، شناختی، عاطفی، فراشناختی و عاملیت) با پیشرفت تحصیلی، همچنین رفع تناقض‌های احتمالی موجود در یافته‌های پژوهش‌های گوناگون، با استفاده از روش فراتحلیل انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه مقالات منتشرشده و در دسترس درباره رابطه مولفه‌های درگیری تحصیلی و پیشرفت تحصیلی بود. پس از اعمال معیارهای ورود و خروج، ۳۲ مطالعه انتخاب و از آن‌ها ۷۱ اندازه اثر (r) استخراج شد. این داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار CMA2 تحلیل شدند. یافته‌ها نشان داد که اندازه اثر ترکیبی در هر دو مدل اثرات ثابت و تصادفی معنادار بوده و براساس معیارهای تفسیری در سطح متوسط ارزیابی شد. همچنین، رابطه میان ابعاد درگیری تحصیلی (رفتاری، شناختی، عاطفی، فراشناختی و عاملیت) با پیشرفت تحصیلی در سطح متوسط به بالا تفسیر گردید. بر این اساس، می‌توان نتیجه گرفت که بهبود و ارتقای این ابعاد در دانش‌آموزان، ضمن جذاب‌تر کردن فرایند یادگیری، می‌تواند به تقویت توانایی آن‌ها در مدیریت چالش‌ها و فشارهای تحصیلی منجر شده و پیشرفت تحصیلی را ارتقا دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی راهبردهای یاددهی - یادگیری درس هنر در ایران و جهان (شباهت‌ها و تفاوت‌ها در قالب یک بررسی تطبیقی)</title>
      <link>https://noavaryedu.oerp.ir/article_220681.html</link>
      <description>هدف پژوهش حاضر، شناسایی راهبردهای یاددهی - یادگیری درس هنر در دوره‌ی اول متوسطه بود که با روش کیفی، در دو بخش انجام شد که بخش اول شامل مطالعه تطبیقی راهبردهای یاددهی - یادگیری و بخش دوم مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با متخصصان حوزه‌ی پژوهش بود. در قسمت مطالعه‌ی تطبیقی، از یک سو، چهار کشور، استرالیا، ایتالیا، آمریکا و ژاپن و از سوی دیگر، ایران مورد بررسی قرار گرفت. در قسمت مصاحبه‌ها، با 27 نفر از متخصصان حوزه‌ی پژوهش با روش نمونه‌گیری هدفمند مصاحبه گردید و کفایت حجم نمونه از طریق معیار اشباع داده‌ها تعیین شد. ابزار بخش کیفی، اسناد و مدارک مرتبط با راهبردهای یاددهی - یادگیری درس هنر در کشورهای منتخب و فرم مصاحبه محقق ساخته بود که روایی محتوایی آن، از طریق روایی بین ارزیابان بررسی شد. اطلاعات حاصل از مطالعات تطبیقی بر اساس روش بردی، تحلیل گردید و محتوای مصاحبه‌ها نیز با روش اشتراوس و کوربین (1998) بررسی شد. راهبردهای یاددهی - یادگیری دو بخش تطبیقی و مصاحبه‌ها به آموزش خارج از کلاس درس و روش‌های دانش‌آموز محور و بر استفاده از فناوری در آموزش، آموزش مشارکتی، مهارت‌های زندگی و هنر، ادغام هنر و روش‌های عملی در هنر تأکید داشتند، و روش‌های نوینی مانند، روش مدولار، راهبردهای آموزش با تأثیر بالا، و کشف امضای خود، از بررسی‌های تطبیقی حاصل شد. در نهایت می‌توان دریافت نیاز به یک رویکرد جامع در آموزش هنر است که بتواند بین روش‌های جدید و سنتی تعادل برقرار کند و از مزایای هر دو بهره‌برداری نماید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر درس افزار ریاضی طراحی شده بر اساس اصول یادگیری سازگار با مغز بر عملکرد حافظه فعال و توجه انتخابی دانش آموزان پایه ششم ابتدایی</title>
      <link>https://noavaryedu.oerp.ir/article_220998.html</link>
      <description>این پژوهش باهدف بررسی تأثیر درس‌افزار ریاضی طراحی‌شده بر اساس اصول یادگیری مبتنی بر مغز بر عملکرد حافظه فعال و توجه انتخابی دانش آموزان پایه ششم ابتدایی انجام گرفت. روش این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی بوده و با طرح پیش‌آزمون- پس‌آزمون با گروه کنترل انجام شد. در این پژوهش نمونه‌گیری به روش در دسترس انجام شد و به‌این‌ترتیب 60 نفر از دانش آموزان پسر پایه ششم شهرستان خرامه برای شرکت در پژوهش انتخاب شدند. شرکت‌کنندگان به‌طور تصادفی در 3 گروه 20 نفرِ آزمایش 1، آزمایش 2 و کنترل قرار گرفتند. در گروه آزمایش&amp;amp;rlm; 1 از درس‌افزار ریاضی ساخته‌شده بر اساس راهبردهای یادگیری مبتنی بر مغز استفاده گردید. در گروه آزمایش 2، یک درس‌افزار غیر مبتنی بر مغز به کار رفت و در گروه کنترل هم آموزش فقط به روش مرسوم انجام شد. در ادامه و به‌منظور سنجش متغیرهای وابسته از نرم‌افزار آزمون حافظه کاری و استروپ موسسه علوم رفتاری-شناختی سینا استفاده شد. داده‌های پژوهش با استفاده از تحلیل کوواریانس چند متغیری بر روی نمرات آزمون عملکرد حافظه فعال و توجه انتخابی مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که عملکرد دانش آموزان گروه آزمایش 1 در عملکرد حافظه فعال و توجه انتخابی نسبت به گروه کنترل و گروه آزمایش 2 به‌طور معناداری (0/05&amp;amp;gt;P) بهتر بوده است؛ بنابراین استفاده از درس‌افزار طراحی‌شده بر اساس اصول یادگیری مبتنی بر مغز، تأثیر قابل‌توجهی در افزایش توانایی دانش آموزان در عملکرد حافظه فعال و توجه انتخابی دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارائه «چارچوب توسعه فرهنگ نظارت و راهنمایی آموزشی» در نظام آموزش‌وپرورش عمومی جمهوری اسلامی ایران</title>
      <link>https://noavaryedu.oerp.ir/article_221807.html</link>
      <description>نظارت و راهنمایی آموزشی یکی از مهمترین ابزار برای تحقق اهداف نظام آموزش‌وپرورش است‌ که این امر مهم در بستر فرهنگی مناسب اثربخش خواهد بود. بنابراین هدف این پژوهش &amp;amp;laquo;ارائه چارچوب توسعه فرهنگ نظارت و راهنمایی آموزشی در نظام آموزش‌وپرورش عمومی جمهوری اسلامی ایران&amp;amp;raquo; است. این پژوهش ازنظر هدف، توسعه‌ای است. طرح پژوهشی از نوع کیفی، روش مورداستفاده مطالعه موردی کیفی و رویکرد مورداستفاده نمونه‌گیری هدفمند با روش نمونه‌گیری بارز بوده است. مشارکت‌کنندگان بالقوه در این پژوهش اعضای هیئت‌علمی دانشگاه شیراز، با تخصص مرتبط به‌عنوان خبرگان تخصصی و نیز کارشناسان خبره نظارت و راهنمایی آموزشی در سازمان آموزش‌وپرورش فارس، به‌عنوان خبرگان تجربی بودند که بعد از مصاحبه با ۱۲ نفر از آن‌ها اشباع نظری حاصل گردید. روش گردآوری داده‌های این پژوهش، مصاحبه نیمه‌ساختاریافته بود. برای سنجش اعتبار اولیه داده‌ها از معیارهای اعتبارپذیری، تأییدپذیری، قابل‌اطمینان بودن و قابل‌انتقال بودن داده‌های کیفی استفاده شد. پس از کدگذاری داده‌ها از روش تحلیل مضمون برای ترسیم شبکه مضامین چارچوب توسعه فرهنگ نظارت و راهنمایی آموزشی استفاده گردید و مضامین پایه، مضامین سازمان‌دهنده سطح اول و دوم و مضمون فراگیر مورد تحلیل قرار گرفت. در سطح اول، مضامین به سه حوزه اصلی شامل بررسی وضعیت موجود فرهنگ نظارت و راهنمایی آموزشی، توسعه فرهنگ مطلوب، و راهبردهای توسعه فرهنگ تقسیم شدند. در سطح دوم، وضعیت موجود به چالش‌ها و موانع فرهنگی تقسیم شد و مضامین توسعه وضعیت مطلوب به ویژگی‌ها و رویکردهای مطلوب فرهنگ نظارت تفکیک گردید. همچنین، راهبردهای توسعه فرهنگ به دو دسته بهبود ساختاری و فرایندی تقسیم شدند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین ویژگی‌های عناصر برنامه درسی یادگیری مبتنی بر کار</title>
      <link>https://noavaryedu.oerp.ir/article_222234.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف تبیین ویژگی‌های عناصر برنامه ‌درسی یادگیری مبتنی برکار، انجام شد. رویکرد پژوهش، کیفی بود و از روش‌های مرور سیستماتیک و تحلیل‌‌مضمون بهره‌گیری شد. میدان پژوهش عبارت از منابع معتبر جهانی مرتبط با این زمینه بود و بر‌‌اساس معیارهای مرور سیستماتیک 68 منبع انتخاب شد. در ابتدا مفهوم برنامه درسی و چگونگی تعاملات سه گانه‌ی &amp;amp;laquo; محیط کار- یادگیرنده- محیط آموزشی&amp;amp;raquo; در این برنامه درسی و شباهت‌ها و تمایزات آن با دیگر برنامه‌ها به اختصار تشریح شد. سپس موضوعات مرتبط با مؤلفه‌های برنامه درسی مبتنی بر کار شناسایی و جستجو شد. پس از انتخاب پژوهش‌ها، برای استخراج داده‌ها از پژوهش‌های مورد ارزیابی، فیش برداری به عمل آمد؛ سپس به صورت کیفی(تحلیل مضمون استقرایی) تجزیه و تحلیل گردید. برای این منظور پس از استخراج مولفهها کدگذاری باز انجام شد.‌ در مرحله بعدی مقوله ها دسته بندی شده و سپس مضامین استخراج شدند. با دسته بندی کدهای باز، 32 مقوله و 10 مضمون مربوط به ویژگی‌های عناصر برنامه درسی مبتنی بر کار به دست آمد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی ویژگی‌های محتوا و مواد و منابع آموزشی در رویکرد ریاضیات زمینه‌محور و ارزشیابی برنامه‌درسی ریاضی پایه ششم ابتدایی مطابق با این رویکرد</title>
      <link>https://noavaryedu.oerp.ir/article_222849.html</link>
      <description>هدف از این پژوهش، شناسایی ویژگی‌های محتوا و مواد و منابع آموزشی در رویکرد ریاضیات زمینه‌محور و ارزشیابی محتوای برنامه‌درسی ریاضی پایه ششم ابتدایی مطابق با این رویکرد است. پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر نحوه گردآوری اطلاعات، ترکیبی از نوع اکتشافی می‌باشد. در مرحله کیفی، مقالات، پایان‌نامه‌ها و کتاب‌های داخلی و خارجی مرتبط با موضوع تحقیق طی سال های 1393 تا 1403 مورد بررسی قرار گرفت و با افراد صاحب‌نظر و دارای تجربه در رابطه با موضوع پژوهش، مصاحبه شد. درنهایت، با تحلیل داده‌های حاصل از مطالعات و مصاحبه‌ها با استفاده از روش کلایزی، پنج مقوله کلی در ارتباط با ویژگی‌های محتوا و هفت مقوله کلی در ارتباط با ویژگی‌های مواد و منابع آموزشی در برنامه‌درسی ریاضی مطابق با رویکرد ریاضیات زمینه‌محور شناسایی شد. در مرحله کمّی، با توجه به ویژگی‌های شناسایی شده، یک پرسشنامه 17 گویه‌ای مبتنی بر طیف پنج درجه‌ای لیکرت طراحی شد و توزیع شد. نتایج حاصل از آزمون t تک نمونه‌ای نشان داد که از دیدگاه آموزگاران پایه ششم ابتدایی شهرهای اصفهان و شهرکرد، هر دو مؤلفه مورد ارزیابی در این پژوهش، یعنی محتوا و مواد و منابع آموزشی ریاضی پایه ششم از نظر تطابق با ویژگی‌های ریاضیات زمینه‌محور، از وضعیت مطلوبی برخوردار هستند. با این حال، توصیه می‌گردد: میزان استفاده از مسائل زمینه‌محور در کتاب ریاضی ششم افزایش یابد و کارگاه‌های تخصصی استفاده از فناوری در آموزش و تولید محتوای الکترونیکی تدارک دیده شود تا معلمان خودشان به عنوان یک طراح بتوانند محتوای استاندارد و مطلوب بسازند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل سلسله مراتبی گزیدارهای برنامه درسی هنرستان های کشاورزی مبتنی بر کشاورزی اقلیم هوشمند از دیدگاه مولفان کتاب های درسی</title>
      <link>https://noavaryedu.oerp.ir/article_223965.html</link>
      <description>برنامه درسی مبتنی بر کشاورزی اقلیم هوشمند به عنوان ابزاری برای توانمندسازی کشاورزان در مقابله با چالش‌های ناشی از تغییرات اقلیمی اهمیت فراوانی دارد. با این حال، خلأهایی در شفافیت اجزای برنامه، عدم تطابق آن با نیازهای واقعی بازار و همچنین ضعف در فرآیند ارزیابی و بازخورد وجود دارد. هدف تحقیق حاضر، واکاوی و رتبه بندی اجزای برنامه درسی مبتنی بر کشاورزی اقلیم هوشمند برای شناسایی و برطرف کردن این خلأها است. تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش توصیفی-تحلیلی می‌باشد. ابتدا به منظور بررسی اجزای برنامه درسی، مروری بر متون علمی و تحقیقات پیشین و برگزاری جلسات متعدد با 10 نفر از خبرگان و متخصصان که شامل، مؤلفان کتب درسی، مدیران و کارشناسان دفتر تدوین کتب درسی سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی و پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش ایران بودند، صورت گرفت که حاصل این مرحله، شناسایی 20 عامل به عنوان اجزای برنامه درسی مبتنی بر کشاورزی اقلیم هوشمند در قالب پنج عامل اصلی بود و در نهایت درخت سلسله مراتبی تصمیم‌گیری تهیه گردید. سپس با استفاده از پرسشنامه مقایسات زوجی، نظر خبرگان با تکنیک تحلیل سلسله مراتبی (AHP) و نرم‌افزار Expert Choice تحلیل و عوامل اصلی و فرعی، وزن‌دهی و رتبه‌بندی شدند. نتایج تحقیق نشان داد محتوای آموزشی با وزن 0/292 در رتبه اول اهمیت قرار داشت و پس از آن روش‌های تدریس با وزن 0/248 در رتبه دوم و عوامل مربیان فنی و هنرآموزان، فرایند آموزش و شیوه‌های ارزشیابی به ترتیب با وزن 0/198، 0/146 و 0/116 در رتبه‌های سوم، چهارم و پنجم اهمیت قرارداشتند و به همین ترتیب عوامل فرعی در هر زیرگروه اصلی، وزن‌دهی و رتبه‌بندی شدند. نتایج تحقیق نشان می‌دهد که برنامه درسی مبتنی بر کشاورزی اقلیم هوشمند نیازمند بهبود در تطابق با نیازهای واقعی بازار و شفافیت بیشتر اجزای آن است. شناسایی و رتبه‌بندی اجزای اصلی و فرعی این برنامه درسی می‌تواند به رفع خلأها و بهبود اثربخشی آن کمک کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی تجارب ‌زیسته ‌معلمان از فرصت‌های آموزشی زیست‌بوم شاد در دوران پسا‌کرونا (یک مطالعه پدیدارشناسانه)</title>
      <link>https://noavaryedu.oerp.ir/article_224989.html</link>
      <description>هدف از اجرای پژوهش حاضر، احصاء تجارب زیسته معلمان از فرصت‌های آموزشی زیست‌بوم شاد در دوران پسا‌کرونا بود. روش پژوهش؛ مبتنی بر رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی از نوع توصیفی بود. برای گردآوری داده‌ها، از مصاحبه نیمه‌ساختاریافته استفاده و برای تحلیل داده‌های پژوهش، از تحلیل مضمون بهره گرفته شد. نتایج پژوهش شامل دوزاده مولفه و چهار بعد محوری انبساط مفهومی کلاس درس، بسط و اشاعه تربیتی، نقطه تحول و کیفیت‌بخشی و چرخش نقش معلمان بود. بر اساس یافته‌‌های این پژوهش می‌‌توان استنتاج نمود که بهره‌مندی از فرصت‌های آموزشی زیست بوم شاد در دوران پساکرونا مستلزم تغییر نگاه معلمان نسبت به آموزشی مجازی بوده و نیاز است که سیاست‌های منسجم در این خصوص انجام پذیرد. چنانچه رویه موجود در رابطه با زیست بوم شاد تداوم یابد و به فرایند مدیریت آن، کم‌‌توجهی شود؛ موجبات ضایع شدن ظرفیت آموزش مجازی و بازگشت به دوران قبل کرونا خواهد شد. اتمام چکیده پژوهش است</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی مؤلفه‌های حکمرانی شبکه‌ای در آموزش و پرورش: مروری نظام‌مند</title>
      <link>https://noavaryedu.oerp.ir/article_225337.html</link>
      <description>هدف: هدف پژوهش حاضر شناسایی مؤلفه‌های حکمرانی (اداره کردن) شبکه‌ای در آموزش و پرورش بود. روش و ابزار مورد استفاده: مطالعه حاضر با استفاده از روش پژوهش مرور نظام‌مند براساس پروتکل کوکران انجام پذیرفت؛ برای این منظور منابعی که به زبان فارسی و انگلیسی از سال 2000 تا 2023 با موضوع حکمرانی شبکه‌ای در آموزش و پرورش، در پایگاه‌های داده معتبر نمایه شده بود، با استفاده از واژگان کلیدی مانند حکمرانی آموزش و پرورش، حکمرانی شبکه‌ای آموزش و پرورش، حکمرانی شبکه‌ای مورد بررسی و 85 منبع شناسایی شد که پس از بررسی متن کامل ، 26 منبع دارای شرایط، مورد تحلیل قرار گرفت.یافته‌ها: مؤلفه‌ها و زیرمؤلفه‌های حکمرانی شامل بازیگران متعدد (دولت، بخش خصوصی، جامعه مدنی)، شکل حکمرانی شبکه‌ای (مشترک، سازمان رهبری، سازمان اداره شبکه‌ای)، چالش‌ها (بی‌ثباتی، انعطاف‌ناپذیری، عدم پاسخگویی مناسب، کاهش هماهنگی و کنترل، اغراق در ساده‌سازی نقش دولت) و تنش‌های دوگانه (کارایی-فراگیری، مشروعیت داخلی-مشروعیت خارجی، انعطاف-ثبات)، سازکارهای هماهنگی میان بازیگران (ابزارهای مداخله‌گر و غیرمداخله‌گر) از طریق مکانیسم‌های رسمی و غیررسمی و ابزارهای فراحکمرانی مورد شناسایی قرار گرفت.نتیجه‌گیری: براساس یافته‌های پژوهش، این نتیجه حاصل می‌شود که برای طراحی و استقرار الگوی حکمرانی شبکه‌ای نظام آموزش و پرورش، بایستی مؤلفه‌های به دست آمده از یافته‌های پژوهش مدنظر قرار گیرد و از آن‌جا که سیستم مدیریت آموزش و پرورش هر کشور به طور جدایی ناپذیری با زمینه‌های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی مرتبط است پیشنهاد می‌شود، پژوهش حاضر به عنوان گام اول مد نظر و براساس آن، متناسب با بوم کشور، الگوی حکمرانی برای نظام آموزش و پرورش طراحی شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل سوالات آزمون های نهایی درس زبان انگلیسی سال دوازدهم بر مبنای طبقه‌بندی شناختی بلوم</title>
      <link>https://noavaryedu.oerp.ir/article_225352.html</link>
      <description>پژوهش حاضر به شناسایی و تحلیل انواع و سطوح شناختی سوالات آزمون نهایی درس زبان انگلیسی پایه دوازدهم طبق نظریه شناختی بلوم اختصاص دارد. در این تحقیق سوالات امتحانات نهایی کشوری زبان انگلیسی پایه دوازدهم در ایران طی ده سال گذشته (۱۳۹۳ تا ۱۴۰۲) بررسی شده است. این پژوهش تحقیقی توصیفی و تحلیلی بوده و روش پژوهش، روش‌ آمیخته کمی و کیفی است و سوالات آزمون‌ها براساس سطوح شناختی طبقه‌بندی بلوم (دانش، درک، کاربرد، تحلیل، ترکیب، ارزیابی) بررسی شدند. مراحل تحلیل شامل طبقه‌بندی سوالات، جمع‌آوری و دسته‌بندی آن‌ها بر اساس سال و سطح شناختی بود. درصد و فراوانی سوالات در هر سطح شناختی محاسبه و مقایسه شد. نتایج نشان داد که اکثر سوالات به سطوح پایین‌تر تفکر تعلق دارند. در مقابل، سوالات مربوط به سطوح بالاتر مانند "تحلیل"، "ارزیابی" و "خلق" سهم بسیار کمتری داشته‌اند. این موضوع نشان‌دهنده آن است که امتحانات نهایی درس انگلیسی بیشتر بر یادگیری و فهم پایه‌ای تاکید دارند و کمتر به سمت تقویت مهارت‌های تحلیلی و خلاقانه پیش رفته‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی و اولویت بندی عوامل موثر بر پیشرفت ریاضی</title>
      <link>https://noavaryedu.oerp.ir/article_225354.html</link>
      <description>ریاضیات اساس توسعه علمی و فناوری بوده و برای رشد ملی و اجتماعی-اقتصادی ملت ها حیاتی است؛ درنتیجه پیشرفت ریاضیات دانش آموزان می تواند نقش مهمی در رشد و توسعه اقتصادی ایفا کند. با این حال اکثر دانش‌آموزان یادگیری ریاضیات را دشوار می‌دانند و نسبت به آن ترس داشته و نمی توانند عملکرد مناسبی را خلق کنند. هدف این پژوهش شناسایی و اولویت بندی شاخص‌های اثرگذار بر پیشرفت ریاضیات دانش آموزان است. بدین منظور ابتدا با استفاده از روش‌های کیفی (مرور ادبیات، مصاحبه با خبرگان و روش دلفی فازی) 42 شاخص اثرگذار بر پیشرفت ریاضی در قالب 9 بعد (علاقه فردی، ویژگی‌های خانواده، خودکارآمدی دانش‌آموزان، انگیزه و ارزش، کیفیت یادگیری، ابتکار یادگیری، حمایت عاطفی معلمان، محیط یادگیری و روش تدریس) شناسایی شدند. سپس بر اساس معیارهای شناسایی شده پرسش‌نامه‌ای طراحی شده و بین 384 نفر (تعیین شده بر اساس فرمول کوکران) از دانش‌آموزان، معلمان و مشاورین مقطع متوسطه دوم دولتی مناطق 22 گانه تهران توزیع شد و از آن‌ها خواسته شد معیارهای شناسایی شده را بر حسب اهمیت در پیشرفت ریاضی دانش‌آموزان امتیاز دهند. در ادامه داده‌های حاصل با روش AHP مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج پژوهش نشان داد متغیرهای مرتبط با &amp;amp;laquo;علاقه فردی&amp;amp;raquo; مهم‌ترین شاخص‌های اثرگذار بر پیشرفت ریاضی دانش‌آموزان مقطع متوسطه دوم در شهر تهران هستند و پس از آن متغیرهای مرتبط با &amp;amp;laquo;کیفیت یادگیری&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;حمایت عاطفی معلمان&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo; محیط یادگیری&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;روش‌های تدریس&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;ویژگی‌های خانواده&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;خودکارآمدی دانش‌آموزان&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;ابتکار یادگیری&amp;amp;raquo; قرار می‌گیرند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی سواد آماری دانش‌آموزان پایۀ یازدهم ریاضی بر اساس طبقه‌بندی سولو</title>
      <link>https://noavaryedu.oerp.ir/article_225451.html</link>
      <description>در عصر حاضر که داده‌ها در همۀ جنبه‌های زندگی نقش محوری دارند، سواد آماری به‌عنوان توانایی درک و کاربرد داده‌ها، به یک مهارت حیاتی برای همه، به ویژه دانش‌آموزان، تلقی می‌شود. هدف این پژوهش، ارزیابی سواد آماری دانش‌آموزان پایۀ یازدهم بود که به روش توصیفی-تحلیلی انجام شد. جامعۀ آماری این پژوهش را دانش‌آموزان پایۀ یازدهم رشتۀ ریاضی- فیزیک منطقۀ یک تهران تشکیل می‌داد و نمونۀ پژوهش، ۴۵ دانش‌آموز دختر از یک دبیرستان بود که به صورت نمونۀ در دسترس انتخاب شدند. برای انجام این پژوهش، آزمونی با ده سوال، شامل مسائلی داده‌محور و مرتبط با همه‌گیری کووید-19، بر اساس دو محور اصلی &amp;amp;laquo;تحلیل داده‌ها&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;تفسیر نتایج&amp;amp;raquo; و بر مبنای مطالعات مرتبط در آموزش آمار، طراحی و اجرا شد. پاسخ‌های شرکت‌کنندگان در آزمون، بر پایۀ طبقه‌بندی تعدیل یافتۀ سولو که در پژوهش‌های آماری به‌کار برده می‌شود، تحلیل شد. نتایج نشان داد که دانش‌آموزان، در محور تفسیر نتایج تحقیقات آماری با استفاده از داده‌های زندگی روزمره، عملکرد بهتری نسبت به محور تحلیل آنها داشتند. دلیل این امر را می‌توان به پیوند نزدیک داده‌های واقعی با تجربیات روزمرۀ دانش‌آموزان نسبت داد. اما محور تحلیل داده‌ها که شامل محاسبات پیچیده و شناسایی روابط بین متغیرها می‌شود، مهارت‌های تحلیلی پیشرفته‌تری را می‌طلبید که دانش‌آموزان در آن عملکرد پایین‌تری داشتند. نتایج این پژوهش می‌تواند توجه برنامه‌ریزان آموزشی و معلمان را برای استفادۀ بیشتر از مسائل زندگی واقعی در منابع آموزشی و تدریس آمار جلب کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تدوین الگوی سازمان مربیگرا برای هنرستان ها بر مبنای رویکرد کیفی</title>
      <link>https://noavaryedu.oerp.ir/article_225554.html</link>
      <description>سازمان مربیگرا الگوی جدیدی از سازمان‌های عصر دانش است که در آن به موضوع مربیگری به عنوان یک راهبرد مؤثر در توسعه مستمر نیروی انسانی و پرورش توانایی های افراد اهمیت داده می شود. هدف این پژوهش نیز که در چارچوب رویکرد کیفی انجام گرفت، تدوین الگوی سازمان مربیگرا برای هنرستان‌ها بود. جامعه آماری پژوهش شامل صاحب نظران حوزه مربی‌گری، دانشگاهی و فنی و حرفه ای بوده است. داده‌های مورد نیاز از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با 16 متخصص و با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند جمع آوری گردید. تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم افزارMAXQDA و از طریق سه مرحله کد‌گذاری باز، محوری و گزینشی انجام گرفت. یافته های پژوهش نشان داد، توجه به مأموریت گرایی و تمرکز بر رسالت سازمان، انطباق پذیری و پویایی سازمان، منابع انسانی ارزش آفرین و با انگیزه و ارتباطات و تعاملات سازنده سازمانی، عوامل علی موثر در ایجاد هنرستان ها به عنوان سازمان مربیگرا هستند. راهبردها شامل طراحی نظام ارزیابی و بازخورد، توسعه گری در سازمان و نهادینه سازی فرهنگ مربیگری بودند. شرایط زمینه ای، عوامل محیطی وظیفه ای و تخصصی درون سازمانی و عوامل محیطی عمومی را در بر می گرفتند. موانع فرهنگی، ساختاری و انسانی نیز به عنوان عوامل مداخله گر شناسایی شدند که برهم کنش تمامی مؤلفه ها منجر به پدیدآیی پیامدهای اصلی سازمان مربی گرا در سه بعد فردی، سازمانی و فرا سازمانی در هنرستان ها می شوند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پیش‌بینی مشارکت تحصیلی دانشجومعلمان رشته آموزش ریاضی بر اساس تاب‌آوری ریاضی و رفتارهای یادگیری</title>
      <link>https://noavaryedu.oerp.ir/article_225657.html</link>
      <description>هدف پژوهش حاضر تعیین رابطه تاب‌آوری ریاضی و رفتارهای یادگیری با مشارکت تحصیلی دانشجومعلمان رشته آموزش ریاضی دانشگاه فرهنگیان شهر تبریز است. روش پژوهش از نوع توصیفی- همبستگی با رویکرد مدل‌یابی معادلات ساختاری است. جامعه آماری این پژوهش کلیه دانشجومعلمان رشته آموزش ریاضی دانشگاه فرهنگیان شهر تبریز به تعداد 274 نفر در سال تحصیلی 1402-1403 است که همه این افراد به روش تمام‌شماری به عنوان نمونه انتخاب شدند و پرسش‌نامه‌های مشارکت تحصیلی ریو، تاب‌آوری ریاضی کوکن و همکاران و رفتارهای یادگیری مک‌درموت و همکاران را تکمیل کردند. داده‌ها، با روش مدل‌یابی معادلات ساختاری و رگرسیون چندمتغیره و با استفاده نرم‌افزارهای SPSS27 و AMOS26 تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد متغیرهای رفتارهای یادگیری و تاب‌آوری ریاضی قادر به پیش‌بینی مشارکت تحصیلی به صورت مثبت و مستقیم بودند و رفتار یادگیری، دارای نقش میانجی در رابطه‌ی بین تاب‌آوری ریاضی و مشارکت تحصیلی بود. همچنین، زیرمولفه‌های نگرش نسبت به یادگیری، ارزش، چالش و انگیزش شایستگی توانستند مشارکت تحصیلی دانشجومعلمان را پیش‌بینی کنند، اما سهم زیرمولفه‌های، رشد، توجه&amp;amp;ndash;پشتکار و راهبرد&amp;amp;ndash;انعطاف‌پذیری، معنی‌دار نبود. نتایج اهمیت توجه به ارتقای تاب‌آوری ریاضی و رفتارهای یادگیری صحیح را برای بهبود مشارکت تحصیلی دانشجو معلمان، خاطر نشان می‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسۀ اثربخشی دو روش یادداشت‌برداری کرنل و نقشۀ‌ذهنی برمیزان پاسخگویی دانش‌آموزان به سؤالات سطوح تحلیل و ارزیابی درس زیست‌شناسی</title>
      <link>https://noavaryedu.oerp.ir/article_225960.html</link>
      <description>پیشرفت‌تحصیلی یکی از اهداف مهم آموزش و پرورش جهان امروز است. دستیابی به این امر نیازمند به‌کارگیری روش‌های نوین آموزش و یادگیری است. روش یادداشت‌برداری یکی از مؤلفه‌های رویکرد شناختی در آموزش است که به یادگیری معنادار کمک می‌کند. در این پژوهش به بررسی اثر دو روش یادداشت‌برداری کرنل و نقشۀذهنی بر توانایی پاسخگویی دانش‌آموزان به سؤالات سطوح تحلیل و ارزیابی طبقه‌بندی بلوم از زیست‌شناسی پرداخته‌شده ‌است. پژوهش حاضر از نوع نیمه‌آزمایشی است که با طرح پیش‌آزمون_پس‌آزمون با گروه کنترل انجام شده است. جامعۀ آماری شامل دانش‌آموزان دختر دورۀ دوم متوسطه در شهر هشتگرد در سال تحصیلی 1403-1402 بوده که به دلیل محدودیت‌ها، از نمونۀ در دسترس (مدرسۀ نمونه‌دولتی شرافت) استفاده شده است. تعداد 63 دانش‌آموز بر اساس وضعیت تحصیلی و به صورت تصادفی در سه گروه یادداشت‌برداری کرنل، نقشۀذهنی، و گروه کنترل تقسیم شدند و گروه‌های آزمایش طی شش جلسه آموزش دیدند. نتایج حاصل از تحلیل کواریانس تک‌متغیره و آزمون تعقیبی بن فرونی &amp;amp;nbsp;با برنامه 28SPSS- بود. در تحلیل داده‌ها از روش‌های آماری فراوانی، میانگین، انحراف معیار، کوواریانس تک متغیره و آزمون تعقیبی بن‌فرونی استفاده شده است. جهت بررسی پایایی آزمون‌ها از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده است. یافته‌های پژوهش نشان داد اختلاف پیش ‌و پس آزمون گروه‌های گواه و آزمایش معنادار بوده و بیشتر بودن میانگین نمرات گروه آزمایش نشان‌دهنده افزایش میزان پاسخگویی به سؤالات سطوح تحلیل و ارزیابی در هر دو گروه کرنل و نقشۀذهنی است. اما مقایسۀ نتایج بیانگر مؤثرتر بودن روش کرنل نسبت به نقشۀذهنی در بهبود پاسخگویی به سؤالات سطوح تحلیل و ارزیابی در درس زیست‌شناسی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارائه مدل مفهومی عوامل موثر بر عملکرد هندسی دانش‌آموزان با تمرکز بر مبحث چهارضلعی‌ها</title>
      <link>https://noavaryedu.oerp.ir/article_226533.html</link>
      <description>هدف پژوهش کیفی حاضر، واکاوی عوامل تأثیرگذار بر عملکرد دانش‌آموزان در مبحث چهارضلعی‌ها بود که با روش فراترکیب انجام شد. جامعه آماری شامل مقالات علمی معتبر مرتبط با موضوع در بازه زمانی 2015 تا 2024 بود که در پایگاه‌های&amp;amp;nbsp; علمی داخلی و خارجی منتشر شده بودند. پس از بررسی عنوان، چکیده و محتوای پژوهش و&amp;amp;nbsp; بهره‌گیری از معیار مهارت‌های ارزیابی انتقادی ، 20 ‌منبع به‌صورت هدفمند برگزیده شدند که به کمک روش هفت مرحله‌ای مرسوم در پژوهش‌های فراترکیب مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. همچنین پایایی پژوهش بر اساس شاخص کاپا عدد 0/78 محاسبه شد. مطابق با یافته‌های پژوهش، 4 مقوله اصلی، 14مضمون و 101 کد نهایی، شناسایی و استخراج گردید. نتایج حاکی از وجود عوامل متعدد اثرگذار بر یادگیری این مبحث از هندسه است. مقوله‌های اصلی تأثیرگذار بر عملکرد دانش‌آموزان در مبحث چهارضلعی‌ها شامل چالش‌ها و بدفهمی‌های دانش‌آموزان از چهارضلعی‌ها، ویژگی‌ها و مهارت‌های دانش‌آموزان، معلم و منابع آموزشی است که عواملی همچون چالش‌های بنیادین، مفاهیم اساسی و اشتباهات در تعاریف، ویژگی‌های چهارضلعی‌ها و روابط بین آنها، اشتباهات ترسیمی و محاسباتی، تاثیرات زبان و واژگان، چهارضلعی‌های خاص، ویژگی‌های یادگیری و شناختی، مهارت‌های هندسی، روش تدریس معلم، بدفهمی‌های معلم، کنش‌های ایجادکننده بدفهمی، شایستگی‌های حرفه‌ای معلمان در مبحث چهارضلعی‌ها، کتاب درسی و ابزارهای آموزشی را در‌بر دارد. این یافته‌ها می‌توانند معلمان و دست‌اندرکاران امر تعلیم و تربیت را با گستره عوامل موثر بر عملکرد هندسی دانش‌آموزان و همچنین مجموعه‌ای از بدفهمی‌های آنها در حوزه چهارضلعی‌ها آشنا کرده و ایده‌هایی جهت انجام پژوهش‌های جدید در اختیار پژوهشگران قرار دهند. مخاطبان می‌توانند عوامل مورد تاکید پژوهش‌های پیشین و خلأهای پژوهشی در این حوزه را نیز راحت‌تر شناسایی کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>آسیب شناسی مدارس مختلط دوره اول متوسطه، در مناطق روستایی: یک پژوهش کیفی</title>
      <link>https://noavaryedu.oerp.ir/article_226807.html</link>
      <description>هدف پژوهش حاضر، آسیب شناسی مدارس مختلط دوره اول متوسطه، در مناطق روستایی است. با استفاده از روش تحقیق تحلیل محتوای کیفی عرفی، تعداد 16 دبیر و مدیر، &amp;amp;nbsp;با تجربة اشتغال در&amp;amp;nbsp; مدارس مختلط،&amp;amp;nbsp; از طریق نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و&amp;amp;nbsp; در مصاحبه‌های&amp;amp;nbsp; نیمه ساختارمند مشارکت نمودند. تجزیه و تحلیل داده‌ها به صورت دستی و با استفاده از شیوه تحلیل موضوعی انجام شد. برای ارزیابی داده‌های کیفی از راهبردهای بازبینی توسط همکاران، بازنگری توسط مشارکت کنندگان، درگیری مداوم در فرآیند پژوهش و&amp;amp;nbsp; زاویه بندی پژوهشگر استفاده شد. یافته‌ها در 6 مضمون &amp;amp;nbsp;اصلی شامل &amp;amp;laquo;عدم تمرکز در کلاس مختلط&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;محدودیت‌های نیروی انسانی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;اجرای ناقص برنامه درسی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;تفاوت‌های دختر و پسر&amp;amp;raquo; و &amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;laquo;موانع زیرساختیِ بهداشت در مدارس مختلط&amp;amp;raquo;و &amp;amp;laquo;سایر موانع&amp;amp;raquo; به همراه چندین مضمون فرعی و نقل قول‌های مربوطه احصا شد. نتایج نشان داد، حواس پرتی ناشی از اختلاط دانش آموزان دختر و پسر و&amp;amp;nbsp; معلمان مرد، اجرای ناقص برنامه درسی تربیت بدنی و سانسور برخی از محتوای برنامه درسی به دلیل کمبود معلم زن، سرویس بهداشتی مشترک و کلاس‌های چند پایه در سطح متوسطه اول، مانع تحقق عدالت تربیتی و عدالت اجتماعی در مناطق روستایی می‌شود. بنابراین پیشنهاد می‌شود، مناسب سازی فضای فیزیکی سرویس‌های بهداشتی، متناسب سازی سازماندهی نیروی انسانی مدارس و برگزاری دوره‌های آموزشی حضوری ویژه معلمان مدارس مختلط متوسطه اول، در دستور کار مسئولان آموزش و پرورش قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی چالش‌های فرآیند شکل‌گیری هویت حرفه‌ای معلمی (دانشجومعلم فکور) از طریق برنامه کارورزی</title>
      <link>https://noavaryedu.oerp.ir/article_226904.html</link>
      <description>از مهم‌ترین اولویت‌ها و برنامه‌‌های دانشگاه فرهنگیان اجرای مطلوب دوره کارورزی با رویکرد تربیت معلم فکور است که در شکل‌گیری هویت حرفه‌ای معلمان نقش اساسی دارد. از این منظر، پژوهش حاضر با هدف شناسایی چالش‌های فرایند شکل‌گیری هویت حرفه‌ای معلمی (دانشجومعلم فکور) از طریق برنامه کارورزی انجام‌گرفته است. رویکرد تحقیق به ‌صورت کیفی و نمونه‌گیری به‌ صورت هدفمند به دلیل ماهیت اکتشافی انجام شد. حجم نمونه نیز بر اساس معیار اشباع تعیین و بر این اساس با ۱۹ نفر از اساتید راهنمای درس کارورزی دانشگاه فرهنگیان لرستان&amp;amp;nbsp; مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام گرفت. داده‌های گردآوری‌شده نیز به‌صورت مضمونی کدگذاری و تحلیل شدند. بدین ترتیب، بعد از کدگذاری و تحلیل داده‌ها، ۲۹۰ کد باز، ۳۷ مضمون فرعی و ۸ مضمون انسجام بخش استخراج شد. یافته‌های پژوهش نشان داد که مهمترین چالش‌های فرایند شکل‌گیری هویت حرفه‌ای معلمی از طریق برنامه کارورزی عبارت‌اند از: ناهمگرایی درون نهادی، ضعف در دانش محتوای تربیتی راهبر آموزشی، ضعف در نظارت و ارزشیابی، فقدان برنامه عملیاتی و اقدام‌محور ، ضعف کار تیمی، عدم شکل‌گیری گفتمان انتقادی، ضعف مهارت روایت‌پژوهی و فهم فرودستی معلمی است. همچنین، بر اساس یافته‌های پژوهش می‌توان با ایجاد بسترهای مناسب در جهت ایجاد تقویت تعامل بین دانشگاه فرهنگیان و مدارس تجربی وابسته کارورزی و با تقویت جایگاه گروه‌های سه‌گانه (استاد راهنما، معلم راهنما، دانشجومعلمان)، شرایط را برای پیوستگی آموزشی و اجرای مطلوب برنامه کارورزی فراهم کرد تا دانشجومعلمان با کسب مهارت‌های لازم در فضای گفتمانی و نقش‌آفرینی در مسیر هویت حرفه‌ای قرار بگیرند.&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>چالش‌های عدالت آموزشی در دوره ابتدایی؛ واکاوی تجارب زیسته معلمان</title>
      <link>https://noavaryedu.oerp.ir/article_226910.html</link>
      <description>با توجه به نقش و اهمیت عدالت آموزشی در گسترش فرصت‌های یادگیری، رشد و پویایی نظام آموزشی و ارتقای کیفی برنامه‌های درسی دانش‌آموزان، این پژوهش کیفی کوشیده است تا بر مبنای تجارب زیسته معلمان مدارس ابتدایی شهر قم بسترهای وجود عدالت آموزشی و نیز عرصه‌های مرتبط با مشکلات و موانع آن را وارسی و شناسایی کند. جامعه آماری پژوهش، معلمان دوره ابتدایی شهر قم در سال تحصیلی 1402-1401 بود که از میان آنها دیدگاه‌های26 نفر از معلمانی که دارای حداقل 10 سال سابقه در مدارس ابتدایی بوده و اطلاعات و تجارب کافی در زمینه موضوع مورد بررسی را داشتند، به عنوان منابع اطلاع‌رسان تحقیق شناسایی و با توجه به اصل اشباع نظری مورد مصاحبه قرار گرفتند. ابزار جمع‌آوری اطلاعات، مصاحبه عمیق نیمه ساختارمند بود. برای تجزیه وتحلیل اطلاعات بدست آمده تحقیق نیز از روش هفت مرحله‌ای کلایزی استفاده شد. مجموعاً نتایج تحقیق نشان داد که از دیدگاه معلمان مشارکت‌کننده مهّم‌ترین بسترهای ایجابی عدالت آموزشی در دوره ابتدایی وجود مدارس دولتی و پوشش رایگان و همگانی آن، دسترسی به منابع و امکانات آموزشی اولیه و توزیع کتب درسی برای همه فراگیران بوده است. در عین حال، از دیدگاه معلمان مشکلات مرتبط با نحوه توزیع امکانات آموزشی و کمک آموزشی، بودجه، فضای آموزشی، تقسیم‌بندی و تخصیص معلمان، سیاستگذاری نامناسب و متمرکز و تعداد زیاد دانش‌آموزان اتباع(افغانستانی) نشان‌دهنده موانع اساسی است که در زمینه عدالت آموزشی در مدارس ابتدایی وجود داشته است. بدیهی است برنامه‌ریزی سنجیده و اقدام دقیق در زمینه رفع یا کاهش مشکلات مذکور می‌تواند نقش بسیار مؤثری در ایجاد و نهادینه‌سازی عدالت آموزشی در مدارس ابتدایی کشور داشته باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ادغام هوش مصنوعی در برنامه درسی آموزش ابتدایی: روندها، چالش ها و فرصت ها</title>
      <link>https://noavaryedu.oerp.ir/article_227085.html</link>
      <description>ادغام هوش مصنوعی در برنامه‌درسی آموزش ابتدایی به‌عنوان یک تحول زیربنایی، روندها، فرصت‌ها و چالش‌های متعددی را به همراه دارد. که شناسایی آن‌ها می‌تواند با فراهم‌سازی بسترهای مناسب و مدیریت موانع، به بهبود کیفیت یادگیری، تقویت نقش معلمان و آماده‌سازی دانش‌آموزان برای مواجهه با آینده فناورانه کمک کند. این پژوهش با هدف شناسایی این ابعاد با رویکرد آینده‌پژوهانه و با استفاده از روش مرور نظام‌مند و تحلیل موضوعی براون و کلارک انجام شده است. در مجموع، 471 مقاله علمی شناسایی شد که پس از غربالگری بر اساس چارچوب بیانیه پریسما 2020، 52 مقاله برای تحلیل موضوعی انتخاب شدند. نتایج نشان داد که روندهای ادغام هوش مصنوعی در دو مقوله اصلی دسته‌بندی می‌شوند: &amp;amp;laquo;روندهای تخصصی آموزشی&amp;amp;raquo; شامل &amp;amp;laquo;آموزش سازگار&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;پیش‌بینی نتایج یادگیری&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;توسعه سلامت جسمی دانش‌آموزان&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;روندهای فنی مهندسی&amp;amp;raquo; شامل &amp;amp;laquo;عامل مکالمه و ارتباط&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;توسعه حسگرها&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;تعامل تجسم‌یافته&amp;amp;raquo;. همچنین دو کلان‌روند &amp;amp;laquo;هوش مصنوعی، دستیار معلم&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;یکپارچه‌سازی برنامه‌درسی با هوش مصنوعی&amp;amp;raquo; شناسایی شدند که نشان‌دهنده نقش مکمل این فناوری در تدریس و یادگیری هستند. چالش‌های شناسایی‌شده شامل کمبود معلمان ماهر، نبود منابع معتبر، نگرانی‌های حقوقی و اخلاقی و حفظ حریم خصوصی است. این پژوهش با پیشنهاد توسعه شایستگی‌های حرفه‌ای، بهره‌گیری از رهبری دیجیتال و تدوین چارچوب‌های قانونی نتیجه می‌گیرد که هوش مصنوعی، در صورت برنامه‌ریزی مناسب، می‌تواند به یادگیری شخصی‌سازی‌شده، تقویت تفکر انتقادی و آمادگی دانش‌آموزان برای آینده‌ای فناورانه کمک کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی وضعیت و جایگاه بین‌المللی ایران در عدالت آموزشی</title>
      <link>https://noavaryedu.oerp.ir/article_227248.html</link>
      <description>امروزه مفهوم عدالت آموزشی متحول شده و از عدالت در دسترسی به مدرسه به عدالت در کیفیت آموزشی ارتقا یافته است. متعاقباً نشانگرهای جدیدی برای عدالت آموزشی به فراخور تعریف جدید پیشنهاد شده است. در این مطالعه، برای اندازه‌گیری تطبیقیِ وضعیت عدالت در کیفیت آموزشی از نشانگرهای انتظار کمینه، تأثیر عوامل پیشینه‌ای، برکشیدگی، محرومیت مضاعف و تفکیک واریانس به‌کار گرفته شده است. بدین منظور از داده‌های پایة چهارمِ مطالعات تیمز 2019 و پرلز 2016 برای محاسبات استفاده شد و جایگاه ایران در هر یک از نشانگر‌ها بررسی گردید. نتایج بررسی نشان داد با اینکه در کیفیت آموزشی عملکرد ایران در مقایسه با کشورهای شرکت‌کننده در این مطالعات مناسب نیست ولی نشانگرهای مرتبط با تنظیم‌بندی نظام آموزشی (نشانگرهای تفکیک واریانس و محرومیت مضاعف) نسبت به سایر نشانگرها بهتر است. در نشانگرهای مرتبط با بافت خانوادگی و آموزشی (نشانگرهای تأثیر عوامل پیشینه‌ای و برکشیدگی‌های ملی) عدالت آموزشی در ایران در مقایسه با سایر کشورها نسبتاً متوسط ارزیابی می‌شود. البته در نشانگرهایی که به‌طور زیادی به عملکرد مربوط است (نشانگرهای حداقل یادگیری و برکشیدگی‌های بین‌المللی) عدالت آموزشی در ایران ضعیف ارزیابی می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی چالش‌های سیاست هدایت تحصیلی دانش‌آموزان</title>
      <link>https://noavaryedu.oerp.ir/article_228504.html</link>
      <description>هدایت تحصیلی دانش‌آموزان یکی از مهم‌ترین سیاست‌های اعمال‌شده در آموزش‌وپرورش ایران است. هدف پژوهش حاضر، شناسایی چالش‌های این سیاست می‌باشد. پژوهش با رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون در شهر خرم‌آباد انجام شده و برای گردآوری داده‌ها با ۲۰ نفر از دانش‌آموزان دختر و پسر دوره متوسطه اول مصاحبه نیمه‌ساختاریافته صورت گرفته است. یافته‌ها نشان می‌دهد که چالش‌های اصلی هدایت تحصیلی در سه بُعد کلی قابل دسته‌بندی‌اند. در بُعد درونی (سازمانی)، این سیاست با پیشرفت صوری و نبود نظام جامع دانش و اطلاع‌رسانی مؤثر مواجه است. در بُعد ساختاری ـ نهادی، عواملی چون ناکارآمدی بوروکراسی، گرایش روزافزون به مدارس خصوصی به‌دلیل سیاست متوازن‌سازی رشته‌ها، رویکرد نخبه‌گرایانه به علوم تجربی و تقلیل نابرابری های اقتصادی و اجتماعی به تلاش فردی از چالش‌های کلیدی هستند. همچنین نفوذ خانواده، روابط، رانت‌های ارتباطی و مداخله نهاد بازار نیز الگویی ناعادلانه در هدایت تحصیلی ایجاد کرده‌اند. در بُعد بیرونی (محیطی ـ زمینه‌ای)، منزلت اجتماعی رشته‌ها و تصور جامعه نسبت به آینده شغلی آن‌ها نقش مهمی در تصمیم‌گیری تحصیلی دانش‌آموزان دارد. نتایج نشان می‌دهد هدایت تحصیلی نه‌تنها به هدف اصلی خود یعنی هم‌راستاسازی استعداد و علاقه نرسیده، بلکه تحت تأثیر نهادهای بیرونی و ضعف درونی، به ابزاری برای توزیع کمی دانش‌آموزان در رشته‌های تحصیلی تبدیل شده است. این فرایند با نادیده انگاشتن نابرابری های اقتصادی و اجتماعی در مسیر تحصیلی دانش آموزان و تاکید بر متوازن سازی رشته های تحصیلی، به بازتولید نابرابری آموزشی، تشدید آموزش طبقاتی &amp;amp;nbsp;و تقویت گرایش به رشته‌های دارای منزلت اجتماعی بالا منجر شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی عناصر اساسی آموزش مفاهیم حجم پنجم دوره ابتدایی مبتنی بر مبانی هنرهای تجسمی: رویکردی تلفیقی در برنامه های درسی</title>
      <link>https://noavaryedu.oerp.ir/article_228505.html</link>
      <description>یکی از چالش‌های معلمان در آموزش ریاضی چگونگی آموزش ادراک مفهوم حجم توسط یادگیرندگان پایه پنجم دوره ابتدایی می باشد. از این رو، مطالعه حاضر با هدف واکاوی مؤلفه‌های آموزش تلفیقی مسائل حجم مبتنی بر مبانی سواد بصری و با استفاده از رویکرد کیفی فراترکیب انجام شده است. داده‌ها بر اساس یک طرح کیفی از نوع سنتز پژوهی و با رویکرد هفت مرحله‌ای انجام شد. جامعه آماری مورد مطالعه شامل کلیه پژوهش‌ها و مطالعات داخلی و خارجی انجام شده پیرامون موضوع مورد بحث در بین سال‌های 2019 تا 2023 بوده است. در این راستا، با جستجوی سیستماتیک کلیدواژه‌های مرتبط با هدف پژوهش، با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند و ملاک‌های پذیرش و عدم پذیرش مورد بررسی قرار گرفتند که در نهایت 53 مقاله انتخاب شد و با استفاده از روش کدگذاری سه مرحله‌ای (باز، محوری و گزینشی) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته‌های پژوهش نشان داد که چارچوب مفهومی، مولفه الگوسازی، ترسیم اشکال، رویکرد قیاسی و استقرایی، تصویر سازی ذهنی و معیار اندازه گیری از جمله عناصر مشترک و اصلی در برنامه درسی تلفیقی مفهوم حجم و مبانی سواد بصری هستند که با تلفیق تجارب تجسمی و بصری در فرصت های آموزشی می‌توانند زمینه یادگیری عمیق، پایدار و مرتبط با زندگی واقعی دانش‌آموزان و بهبود درک و حل مسائل حجم ها در آموزش ریاضی را فراهم نمایند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>آسیب‌شناسی محتوای آموزشی دستور زبان فارسی در دورۀ دبستان</title>
      <link>https://noavaryedu.oerp.ir/article_228511.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف بررسی وضعیت موجود و مطلوب آموزش دستور زبان فارسی در کتاب‌های فارسی دورۀ دبستان، به انجام رسیده است. گردآوری اطلاعات با استفاده از پرسشنامه، فرم مصاحبه و فیش‌برداری از متن کتاب با روش تحلیل محتوا صورت گرفته است. وضعیت موجود از نظر متخصصان موضوعی کتاب‌های فارسی، آموزش دستور زبان در دورة دبستان در قالب واژ ه‌آموزی، جمله&amp;amp;lrm;سازی، املا نویسی و انشا، آموزش داستان نویسی و بندنویسی ارائه شده است. وجود ابهام در آموزش‌ها، کم بودن تمرینات کاربردی و ارتباط کم آنها با زبان معیار و گفتاری رایج در اجتماع از جمله مهمترین اشکالات و کم بودهای کتاب نگارش فارسی در دورة دبستان است. متخصصان موضوعی معتقد هستند به منظور رسیدن به وضعیت مطلوب آموزش دستور زبان فارسی در حوزه بندنویسی، داستان نویسی، آئین‌نگارش دستور زبان فارسی و ترکیب کلمات و جملات باید به‌ صورت کاربردی انجام پذیرد. از سویی دیگر همچنان که آموزش زبان گفتاری و نوشتاری همزمان انجام می‌پذیرد دانش‌آموزان نیز مهارت‌های مرتبط با دانش فرازبانی و فراتحلیلی را کاربردی فراگیرند. معلمان دوره‌های تخصصی را بگذرانند. به این ترتیب با افزایش تنوع تمرینات، توجه به سلایق و مهارت‌های دانش&amp;amp;lrm;آموزان می‌توان به سطح مطلوب در حوزة آموزش دستور زبان فارسی در دورة دبستان دست&amp;amp;lrm;یافت. معلمان نیز معتقد هستند که با ارائه تمرینات اختصاصی، ارزشیابی از فراگیری دستور زبان فارسی در کتاب‌ها، ارائه آموزش‌های مستقیم، تأکید بر رعایت قواعد دستوری در انشاء می‌توان وضعیت آموزش دستور زبان فارسی در دورة دبستان را بهبود بخشید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی و اعتباربخشی الگوی مطلوب برنامه درسی فطرت محور برای دوره ابتدایی</title>
      <link>https://noavaryedu.oerp.ir/article_228543.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف طراحی و اعتباربخشی الگوی مطلوب برنامه درسی فطرت محور برای دوره ابتدایی انجام شده است. بنابراین روش از نوع سنتزپژوهی است. جامعه آماری شامل؛ کلیه اسناد بالادستی از جمله سند تحول بنیادی، برنامه درسی ملی و منابع و مقالات علمی مرتبط با برنامه درسی فطرت محور برای دوره ابتدایی و مصاحبه با صاحب نظران و افراد خبره در خصوص برنامه درسی فطرت محور که تعداد 12 نفر و با رویکرد مبتنی بر هدف و به روش نمونه‌گیری متوالی تا رسیدن به اشباع داده‌ها انتخاب شدند. جهت اعتباربخشی الگوی طراحی شده گروه کانونی کوچک که متشکل از 7 تن از اعضای هیئت علمی باسابقه و دارای تجربه کار در حوزه فطرت گرای توحیدی انتخاب شدند. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش سیستماتیک که به استراوس و کوربین نسبت داده می شود و شامل سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی می باشد، استفاده شد. بر اساس نتایج حاصل 10 مولفه و105 شاخص پیشنهادی استخراج گردید. به این ترتیب که برای مولفه منطق و چرایی 11، اهداف 12، محتوی و سازماندهی 13، فعالیتهای یادگیری 22، نقش معلم 9، مواد و منابع 10، گروه بندی 7، مکان 8، زمان 4و سنجش و ارزشیابی 9 شاخص استخراج شد. در نهایت نتایج حاصل از اعتباربخشی نشان داد که الگوی طراحی شده از اعتبار خوبی برخوردار است. بنابراین الگوی تدوین شده برنامه درسی فطرت محور برای دوره ابتدایی جهت پاسخ به نیازهای فطری دانش آموزان در مواجهه با گستره فضاهای غیراخلاقی و مجازی و کمک به برنامه ریزان و دست اندرکاران نظام آموزشی در جهت تدوین برنامه درسی متناسب با ویژگی های جامعه اسلامی- ایرانی و اصلاح برنامه های درسی پیشنهاد می گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل محتوای کتاب‌های مطالعات اجتماعی چهارم تا ششم ابتدایی از لحاظ میزان توجه به مولفه‌های سواد قومی – نژادی</title>
      <link>https://noavaryedu.oerp.ir/article_230485.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف بررسی میزان توجه به مؤلفه‌های سواد قومی-نژادی در کتاب‌های مطالعات اجتماعی پایه‌های چهارم، پنجم و ششم ابتدایی سال تحصیلی ۱۴۰۳&amp;amp;ndash;۱۴۰۴ با روش تحلیل محتوای کمی انجام شد. داده‌ها با استفاده از چک‌لیست مشتمل بر ۶ مؤلفه شامل مفهوم‌شناسی، آشنایی قومی نژادی، آگاهی از نژادپرستی و قوم‌گرایی، برابری و عدالت، هویت‌یابی، و احترام و اخلاق گردآوری گردید. واحد تحلیل، محتوا، تصاویر، فعالیت‌ها و پرسش‌ها و واحد ثبت، یک مضمون بود. با بهره‌گیری از آنتروپی شانون، میزان اهمیت هر مؤلفه تعیین شد. مجموعاً ۲۵۹ مضمون مرتبط با سواد قومی-نژادی شناسایی شد: ۳۷ مضمون مرتبط با مفهوم‌شناسی، ۱۳۵ با آشنایی قومی نژادی، ۱۶ با آگاهی از نژادپرستی، ۱۲ با برابری و عدالت، ۱۵ با هویت‌یابی و ۴۴ با احترام و اخلاق. مؤلفه &amp;amp;laquo;برابری و عدالت&amp;amp;raquo; با ضریب اهمیت 208/0 در رتبه نخست قرار گرفت. مؤلفه‌های &amp;amp;laquo;هویت‌یابی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;مفهوم‌شناسی&amp;amp;raquo; به‌ترتیب با وزن‌های 115/0 و 099/0رتبه‌های دوم و سوم را کسب کردند. &amp;amp;laquo;احترام و اخلاق&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;آشنایی قومی نژادی&amp;amp;raquo; کمترین اهمیت نسبی را داشتند. به‌طور کلی، توجه نسبی به مؤلفه‌ها وجود دارد ولی در عمق و توزیع آن‌ها ناهماهنگی مشاهده می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پیش‌بینی پیشرفت خواندن با استفاده از رگرسیون چندگانة مبتنی‌بر یادگیری ماشین</title>
      <link>https://noavaryedu.oerp.ir/article_231874.html</link>
      <description>این مطالعه از مدل رگرسیون چندگانة مبتنی‌بر یادگیری ماشین برای پیش‌بینی نمرات سواد خواندن دانش‌آموزان کلاس چهارم در کشور ایران استفاده کرد. هدف اصلی، ایجاد یک مدل پیش‌بینی برای سواد خواندن با استفاده از رویکرد یادگیری ماشین بود. داده‌های پژوهش حاضر مستخرج از مطالعة بین‌المللی پیشرفت سواد خواندن (پرلز) در سال 2021 و شامل نمونة قابل توجهی از 5943 دانش‌آموز است که ازطریق روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای برای اطمینان از معرف بودن نمونه انتخاب شده‌اند. تحلیل داده‌ها با کاربست تکنیک رگرسیون چندگانه در یادگیری ماشین انجام شد. نتایج نشان داد که متغیرهای نگرش دانش‌آموزان و مشخصاً اعتمادبه‌نفس در خواندن و آشنایی با دستگاه‌های دیجیتال، می‌توانند نمرات سواد خواندن را به‌شکل معناداری پیش‌بینی کنند. این یافته بر اهمیت عوامل روان‌شناختی و فناوری در توسعة سواد خواندن تأکید می‌کند. پژوهش حاضر لزوم ابتکار عمل سیاستگزاران آموزشی درجهت افزایش اعتمادبه‌نفس دانش‌آموزان در خواندن و انس آن‌ها با ابزارهای دیجیتال را برجسته می‌کند. با تمرکز بر این زمینه‌ها، انتظار می‌رود که نمرات سواد خواندن به‌طور چشمگیری افزایش یابد و در نهایت به موفقیت‌های بهتر تحصیلی و توسعۀ مهارت‌های یادگیری مادام‌العمر در دانش‌آموزان کمک شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثربخشی برنامه تلفیقی تغییر ذهنیت (دوئیک) - انگیزشی (مارتین) بر خودتنظیمی بین‌فردی و تاب‌آوری دانش‌آموزان دختر قلدر</title>
      <link>https://noavaryedu.oerp.ir/article_233891.html</link>
      <description>کنترل و مدیریت ضعیف هیجانی و ارائه پاسخ‌های تکانشی به رویدادهای اضطراب‌آور از مشکلات نوجوانان قلدر است؛ بنابراین پژوهش حاضر با هدف اثربخشی برنامه تلفیقی تغییر ذهنیت (دوئیک) &amp;amp;ndash; انگیزشی (مارتین) بر خودتنظیمی بین‌فردی و تاب‌‌آوری دانش‌آموزان دختر قلدر انجام شد. روش پژوهش نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون&amp;amp;ndash;پس‌آزمون و دوره پیگیری سه ماهه با گروه کنترل بود. جامعۀ پژوهش را دانش‌آموزان دختر دوره متوسطه شهر اصفهان در سال 1401 تشکیل دادند. از جامعه مذکور، 30 دانش‌آموز به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شده و سپس به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارش شدند. پیش‌آزمون از طریق پرسشنامه تنظیم‌هیجانی بین‌فردی (IERQ) و سیاهه تاب‌آوری تحصیلی (ARI) انجام شد. گروه آزمایش 8 جلسه 90 دقیقه‌ای برنامه تلفیقی تغییر ذهنیت (دوئیک) - انگیزشیِ (مارتین) دریافت نمودند. گروه کنترل در این مدت مداخله‌ای دریافت نکرد. در نهایت پس‌آزمون به اجرا در آمد. نهایتاً بعد از 3 ماه مجدداً هر دو گروه مورد سنجش در مرحله پیگیری قرار گرفتند. تحلیل داده&amp;amp;rlm;ها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه‌گیری مکرر‌‌‌ و با کمک نرم‌افزار SPSS انجام شد. بین خودتنظیمی بین‌فردی و تاب‌آوری تحصیلی در دو گروه‌ در مرحله پس‌آزمون و پیگیری تفاوت معناداری وجود دارد، یعنی برنامه تلفیقی تغییر ذهنیت (دوئیک) - انگیزشی (مارتین) توانسته است موجب بهبودی ماندگار خودتنظیمی بین‌فردی و تاب‌‌آوری دانش‌آموزان دختر قلدر شود (05/0&amp;amp;gt;p). برنامه تلفیقی تغییر ذهنیت (دوئیک) - انگیزشیِ (مارتین) به عنوان یک مداخله نوین می‌تواند در بهبود خودتنظیمی بین‌فردی و تاب‌‌آوری دانش‌آموزان دختر قلدر مفید باشد.&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>ساخت و اعتبارسنجی مقدماتی مقیاس خردمندی تحصیلی برای دانش‌آموزان دوره متوسطه</title>
      <link>https://noavaryedu.oerp.ir/article_233966.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف ساخت و اعتبارسنجی مقدماتی مقیاس خردمندی تحصیلی در دانش‌آموزان دوره متوسطه انجام شد. روش پژوهش بر اساس هدف کاربردی و بر اساس روش گردآوری داده‌ها، ترکیبی متوالی (کیفی-کمی) بود. در بخش کیفی، عامل‌های خردمندی تحصیلی از منابع مرتبط با خردمندی با روش نمونه‌گیری هدفمند استخراج شد و مبنای بخش کمی قرار گرفت. سپس در بخش کمی از جامعه آماری که شامل کلیه دانش‌آموزان دختر و پسر دوره اول و دوم متوسطه در سال تحصیلی 1403-1402 در شهر شیراز بودند با روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای چندمرحله‌ای تعداد 311 دانش‌آموز (160 دختر) و (151 پسر) انتخاب شدند. تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد که این مقیاس دارای ساختار سه عاملی با عامل‌های فرافردی، بین‌فردی و درون‌فردی است که به ترتیب 97/18، 79/14، و 81/7 درصد از واریانس و هر سه عامل با هم 57/41 درصد واریانس را تبیین کرده‌اند. شاخص‌های تحلیل عاملی تاییدی نیز برازش مناسب مدل را تایید کرد. ضرایب آلفای کرونباخ و امگا مک‌دونالد برای کل مقیاس 89/0 به‌دست آمد که پایایی مناسب را نشان داد (01/0P&amp;amp;lt;). با توجه به یافته‌ها می‌توان نتیجه گرفت که مقیاس خردمندی تحصیلی از برازش مناسبی برخوردار است، اما پیچیدگی‌های مفهومی و زمینه‌ای این سازه بر ضرورت انجام پژوهش‌های بیشتر در نمونه‌های متنوع‌تر و بهره‌گیری از تحلیل‌های کیفی عمیق‌تر برای توسعه و اعتبارسنجی دقیق‌تر آن تأکید دارد.&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>تدوین الگوی برنامه‌ریزی آموزشی برای تقویت سواد خواندن در دوره ابتدایی: مطالعه فراترکیب</title>
      <link>https://noavaryedu.oerp.ir/article_234256.html</link>
      <description>سواد خواندن به‌عنوان نیاز اساسی در زندگی معاصر، نقشی بنیادین در موفقیت تحصیلی کودکان ایفا می‌کند و یادگیری آن از اهداف کلیدی نظام آموزشی محسوب می‌شود. پژوهش حاضر با رویکرد فراترکیب با استفاده از روش هفت مرحله‌ای سندلوسکی و باروسو، به شناسایی مؤلفه‌های برنامه‌ریزی آموزشی سواد خواندن در دانش‌آموزان ابتدایی پرداخت. مقالات معتبر داخلی و خارجی چاپ شده بین سال‌های 2010 تا 2024، استخراج شد و پس از بررسی‌های اولیه، 23 مقاله برای بررسی‌های دقیق‌تر انتخاب شده و نسبت به استخراج مولفه‌های مرتبط با الگوی برنامه‌ریزی آموزشی توسعۀ سواد خواندن، به شیوۀ تحلیل مضمون اقدام شد. الگوی برنامه‌ریزی آموزشی برای خواندن در سه مضمون فراگیر تحول در برنامه‌ریزی درسی و طراحی آموزشی (شامل مؤلفه‌های پیاده‌سازی برنامه درسی در هم تنیده و تلفیقی، روش‌های تدریس، استفاده بهینه از ابزارها، منابع و محیط یادگیری، رعایت پیش‌نیازهای آموزش، آموزش و تقویت مهارت‌های پایه، کاربست یافته‌های بین‌المللی، آموزش مهارت‌های تخصصی و تمرین و تکرار)، یادگیرنده‌محوری و حمایت از مسیر یادگیری دانش‌آموزان (مشتمل بر چهار مؤلفۀ توجه به تفاوت‌های فردی در آموزش و یادگیری، همراه ساختن خانواده‌ها، ایجاد انگیزه و تغییر نگرش دانش‌آموزان) و توسعه حرفه‌ای معلمان (دربرگیرنده مؤلفۀ توانمندسازی معلمان) که در مجموع 50 مضمون پایه را در بر می‌گرفت، شناسایی و ارائه شد. این مدل می‌تواند به‌عنوان یک ابزار راهنما برای معلمان، برنامه‌ریزان آموزشی و سیاست‌گذاران در جهت بهبود کیفیت آموزش و یادگیری مهارت خواندن در دانش‌آموزان ابتدایی مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>الگوی تربیت مبتنی بر شایستگی های TAWOCK هنرآموزان فنی و حرفه‌ای و مهارتی: یک مطالعه داده بنیاد با رویکرد نوخاسته</title>
      <link>https://noavaryedu.oerp.ir/article_234471.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف ارائه الگویی برای تربیت‌معلم فنی و حرفه‌ای بومی مبتنی بر چارچوب تاوک (دانش فناوری، آندراگوژی، کار و محتوا) انجام شد. برای این منظور، با استفاده از رویکرد کیفی چند مرحله‌ای داده ها جمع آوری و تحلیل شدند. در مرحله اول برای شناسایی شایستگی های حرفه ای معلمان از اسناد پژوهی استفاده شد و در مرحله دوم با روش نظریه داده بنیاد با رویکرد نوخاسته، داده‌ها از طریق مصاحبه با 11 نفر از متخصصان، هنرآموزان، استادان دانشگاه و کارشناسان برنامه‌ریزی درسی و مدیران آموزش و فنی وحرفه ای جمع‌آوری و تحلیل شدند. یافته‌های مرحله اول نشان داد که شایستگی های معلمان فنی و حرفه ای در پنج دسته طبقه بندی می شوند که شامل شایستگی های سازمانی،‌شایستگی های غیر فنی،‌شایستگی های حرفه ای،‌ شایستگی های فناورانه و شایستگی های پداگوژی و شایستگی های تخصصی است. در مرحله دوم، گراندد تئوری با رویکرد نوخاسته در قسمت کدگذاری باز دغدغه های شرکت کنندگان استخراج شد در قسمت کدگذاری انتخابی دو مضمون محوری استخراج شد که شامل نظام حکمرانی و نظام استخدام بود. در مرحله کدگذاری نظری ارتباط این مضامین به یکدیگر مفهومی سازی شد. با تکیه بر فرهنگ بومی و نیازهای بازار کار، آموزش فنی و حرفه‌ای ویژگی های تربیت معلم فنی و حرفه ای استخراج شده است. برای اعتباربخشی یافته های هر مرحله از مشورت با خبرگان موضوعی استفاده شد که نشان داد این ویژگی ها می توانند به‌عنوان الگویی برای بهبود نظام تربیت‌معلم مورداستفاده قرار گیرند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی مؤلفه‌های زیباشناختی در کتاب‌های فارسی دورۀ اول ابتدایی، مبتنی بر سند تحول</title>
      <link>https://noavaryedu.oerp.ir/article_234700.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف ارزیابی بازتاب و پرداخت مؤلفه‌های زیباشناختی و هنری در محتوای کتاب‌های فارسی دورۀ اول ابتدایی (چاپ ۱۴۰۳) انجام شد تا همسویی محتوای این کتاب‌ها با اهداف کلان نظام تربیت رسمی در این ساحت مشخص شود؛ بدین منظور، پژوهش حاضر با رویکرد تحلیل محتوای کیفی جهت‌دار انجام گردید؛ با استفاده از نمونه‌گیری هدفمند مبتنی بر ملاک، کلیه بخش‌های مرتبط با ساحت زیباشناختی، شناسایی و ۱۰۰ درصد محتوای آن‌ها مبنای تحلیل عمیق قرار گرفت.ابزار، چک‌لیست کدگذاری محقق‌ساخته بر اساس چارچوب نظری پژوهش (اهداف &amp;amp;laquo;ساحت تربیت زیباشناختی و هنری&amp;amp;raquo;) شامل پنج مضمون تدوین که پایایی (ضریب کاپای کوهن توافق دو کدگذار: ۰/۹) و روایی آن (به همت ۲ متخصص؛ اساتید زبان و ادبیات فارسی) تأیید شد؛ &amp;amp;laquo;فرهنگی هنری&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;زبان و بیان شاعرانه&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;تصویرپردازی و گرافیک&amp;amp;raquo; با بعد &amp;amp;laquo;درک مؤلفه‌های زیبایی‌آفرین&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;فعالیت‌های خلاقانه&amp;amp;raquo; با &amp;amp;laquo;تقویت قدرت تخیل و آفرینش هنری&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo; نقد زیبایی&amp;amp;raquo; با &amp;amp;laquo;کسب توانایی ارزیابی پدیده‌ها&amp;amp;raquo; همپوشانی داشتند. تحلیل شامل کدگذاری، محاسبه فراوانی کمی و ارزیابی کیفی پرداخت بود.یافته‌ها نشان داد گرچه توجه به ساحت زیباشناختی در این کتاب‌ها از پایۀ اول به سوم روند افزایشی دارد، این میزان برای تحقق شایستگی‌های مورد نظر سند تحول کافی نیست؛ بُعد تصویرپردازی و گرافیک پوشش مطلوبی داشت، اما فعالیت‌های خلاقانه و به‌ویژه نقد زیبایی نیازمند بازنگری و تقویت جدی هستند و عدم توازن در پرداخت به ابعاد ادراک، آفرینش و نقد، چالش اصلی محتوا است؛ در نتیجه، پژوهش بر ضرورت توجه نظام‌مند به ساحت زیباشناختی در تألیف کتاب‌های درسی تأکید دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کیفیت بخشی در روند پذیرش اجتماعی دانشجو- معلمان (کارورز) در مدارس</title>
      <link>https://noavaryedu.oerp.ir/article_235567.html</link>
      <description>دورة کارورزی، به عنوان رکن ضروری برنامه درسی دانشگاه فرهنگیان، موقعیتی ویژه برای تلفیق دانش نظری با تجارب فضای واقعی کلاس درس فراهم می‌آورد، با این حال، اثربخشی این دوره مستلزم بازاندیشی و بهبود مستمر به منظور انطباق با نیازهای متغیر نظام آموزشی و آماده‌سازی دانشجو- معلمان برای رویارویی با چالش‌های پیچیده تدریس در کلاس درس می‌باشد. پژوهش حاضر به منظور کیفیت‌بخشی در روند پذیرش اجتماعی دانشجو- معلمان در فرایند کارورزی در مدارس به صورت کیفی و با رویکرد تحلیل مضمون (شبکة مضامین آتراید استرلینگ) انجام شده است. به منظور گردآوری اطلاعات با 18 نفر از کارورزان، مصاحبه نیمه‌ساختار‌یافته صورت گرفته‌ است. مشارکت‌کنندگان با روش نمونه‌گیری هدفمند از میان کارورزان دانشگاه فرهنگیان (پردیس دختران) شهر کرمانشاه انتخاب شدند. با استفاده از نرم‌افزار Maxqda داده‌های پژوهش مورد تحلیل قرار گرفت؛ بر مبنای فایل‌های متنی وارد شده به نرم‌افزار، مضامین اصلی و فرعی استخراج شدند. طبق یافته‌های به دست آمده، بهبود فرایند کارورزی از منظر دانشجویان دختر کارورز در (7) مضمون با عناوین راهبردهای (مدیریت پیش‌فرض‌های منفی از حضور کارورز، تعاملات سازنده، نظارت &amp;amp;ndash; بازخورد، مشارکت در فرایند آموزش، مهارت‌های خود راهبری، استمرار فضای حمایتی در بعد آنلاین، تاب‌آوری سازمانی) استخراج شدند. نتایج نشان داد؛ هرچه کیفیت پشتیبانی و حمایت‌گری‌اجتماعی از دانشجو-معلمان ارتقاء یابد، اثربخشی دوران کارورزی برای انطباق با شرایط واقعی محیط شغلی افزایش خواهد یافت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی انواع دانش محتوایی ضروری آموزگاران در درس علوم تجربی مبتنی برتحولات هوش مصنوعی</title>
      <link>https://noavaryedu.oerp.ir/article_236355.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با استفاده از روش کیفی و نوع سنتزپژوهی، به شناسایی انواع دانش محتوایی ضروری معلمان علوم در عصر هوش مصنوعی پرداخته است. داده‌های این تحقیق شامل 48 مقاله علمی پژوهشی داخلی و خارجی در شش سال اخیر بوده که از طریق جستجوی نظام‌مند گردآوری شده و با استفاده از الگوی شش‌مرحله‌ای سنتزپژوهی روبرتس، در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی تحلیل گردیدند. یافته‌ها نشان داد که دانش محتوایی ضروری معلمان در سه بعد دانش محتوایی، دانش محتوایی-آموزشی و دانش فناوری-آموزشی-محتوایی قابل تبیین است. این مؤلفه‌ها با بهره‌گیری از هوش مصنوعی تقویت شده و امکان یادگیری فعال، شخصی‌سازی‌شده و میان‌رشته‌ای را فراهم می‌کنند. تلفیق این ابعاد در چارچوب مدل AI-TPACK می‌تواند مبنای ارتقای شایستگی‌های معلمان علوم باشد. از نظر نظری، این مدل بر رویکردهای سازنده‌گرایی و ارتباط‌گرایی به‌عنوان رویکردهای اصلی و بر رویکردهای شناختی و رفتارگرایی به‌عنوان رویکردهای پشتیبان استوار است و به اثربخشی آموزش علوم تجربی در دوره ابتدایی کمک می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مفهوم‌پردازی و ساخت مقیاس برای سنجش شوق ‌یادگیری دانش‌آموزان دورۀ ابتدایی</title>
      <link>https://noavaryedu.oerp.ir/article_236867.html</link>
      <description>شوق یادگیری، سازه‌ای انگیزشی است که تحت تأثیر زمینه‌های اجتماعی، فرهنگی و آموزشی شکل می‌گیرد و در پیشرفت‌تحصیلی دانش‌آموزان نقش مؤثری دارد. با این حال، ابزار بومی مناسب برای اندازه‌گیری این سازه در دسترس نیست. پژوهش حاضر با هدف مفهوم‌پردازی شوق یادگیری و ساخت مقیاس میزان‌شده برای اندازه‌گیری آن در دانش‌آموزان دورۀ ابتدایی انجام شد. این پژوهش با رویکرد آمیختۀ اکتشافی در سه مرحلۀ متوالی (کیفی، کمّی و کمّی) اجرا شد. شرکت‌کنندگان شامل دانش‌آموزان مدارس دولتی ابتدایی شهر تهران در سال‌های تحصیلی 1402 تا 1404 بودند. نمونه‌گیری به روش هدفمند (در مرحلۀ کیفی) و خوشه‌ای چند مرحله‌‌ای (در مراحل کمّی) انجام شد. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه ساختار‌یافته و مقیاس محقق‌ساخته گردآوری شد. تحلیل داده‌ها نشان داد شوق یادگیری متشکل از ابعاد هیجانی-انگیزشی و رفتاری-عملی است و می‌توان آن را در پیوستاری از انگیزش‌درونی تا بروز هیجانی مشاهده کرد. ابزار ساخته‌شده دارای روایی‌محتوایی، سازه، همگرا و افتراقی، همسانی‌درونی (امگای مک‌دونالد برابر 83/0) و ثبات زمانی برابر 75/0 بود که 723/53 % از واریانس کل مربوط به شوق یادگیری دانش‌‌آموزان (علاقه و پیشرفت در یادگیری 156/31 %، تعهد و مسئولیت‌‌پذیری در تحصیل 112/8 %، تعامل اجتماعی و رضایت از یادگیری &amp;amp;nbsp;468/7 %، و تعهد و تمرکز در یادگیری 987/6 %) را تبیین می‌کند. تحلیل نشان داد شوق یادگیری حدود 33 % از دانش‌آموزان در سطح کم و خیلی‌کم قرار دارند. در مجموع، ابزار توسعه‌یافته از نظر روان‌سنجی قابل اطمینان بوده و برای اندازه‌گیری شوق یادگیری در دانش‌آموزان دورۀ ابتدایی قابل استفاده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی نشانگرها و ابعاد فرهنگ یاددهی- یادگیری شهرستان نور</title>
      <link>https://noavaryedu.oerp.ir/article_237692.html</link>
      <description>هدف این تحقیق ارائه الگوی فرهنگ یاددهی-یادگیری در مدارس شهرستان نور بود. روش: در این پژوهش از روش کیفی با رویکرد نظریه داده بنیاد استفاده شد. داده‌ها با استفاده از مصاحبه نیمه‌ساختاریافته و عمیق با خبرگان در رشته علوم تربیتی گرایش مدیریت آموزشی و دبیران و مدیران توانمند و دارای مدارک تحصیلی عالی مدارس شهرستان نور در سال تحصیلی 1402-1401 جمع‌آوری شد. مشارکت‌کنندگان تا مرحله اشباع نظری، 30 نفر بودند. به‌منظور تجربه و تحلیل یافته‌ها از فن کدگذاری سه مرحله‌ای باز، محوری و گزینشی استفاده‌ شد. جهت اطمینان از اعتبار الگوی فرهنگ یاددهی-یادگیری، از روش بازنگری اعضاء و تحلیل‌های برخی کارشناسان پژوهش کیفی و نیز &amp;amp;laquo;اجماع کدگذاران&amp;amp;raquo; در جهت ارزیابی اعتبار داده ها اقدام گردید. یافته‌ها: از 30 مصاحبه، بدون احتساب هم پوشانی 544 کد اولیه به دست آمد که با احتساب ادغام و هم پوشانی آن‌ها به منظور کدگذاری دقیق تر و تسهیل در روند پژوهش 48 مقوله باقی ماند. بر اساس نتایج حاصل، شرایط علی شامل: مقابله سیستم با تعاملات غیر رسمی، عدم تخصیص بودجه مناسب برای مدارس- عدم تناسب تعداد دانش‌آموزان با فضای کلاس و شرایط مداخله‌گر شامل: عدم توجه به روان‌شناسی یادگیری؛ تأکید بر فرآورده و فقدان انگیزه معلمان بود. شرایط زمینه‌ای مشتمل بر موانع اقتصادی، موانع آموزشی و موانع فرهنگی بود. راهبردهای کنشی نیز متشمل بر راهبردهای اقتصادی و راهبردهای آموزشی و پیامدهای چنین وضعیتی نرسیدن به اهداف آموزشی: تأکید بر ارزشیابی، معلمی به عنوان شغل دوم، فقدان انگیزه و رقابت، ضعف کارایی، رابطه مداری، عدم توان برقراری ارتباط، عدم تعهد و وقت‌شناسی بودند.&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>ابعاد تأثیر گذار بر حضورپذیری دانش آموزان در راستای یادگیری تعاملی در میان فضاهای آموزشی از دیدگاه متخصصان</title>
      <link>https://noavaryedu.oerp.ir/article_238494.html</link>
      <description>در مدارس عصر حاضر ایران، فعالیت‌های آموزشی عمدتاً در محیط داخلی بوده و تعلیم با فضای بستة کلاس همراه است. لذا فضاهای بینابین، شامل فضاهای نیمه‌باز و نیمه‌بسته (ایوان)، که قابلیت ایفای نقش آموزشی و پرورشی دارند مورد استفاده نیستند. چنانچه ویژگی‌ها و کیفیات فضایی، منجر به تمایل افراد برای حضور در میان‌فضاها شوند، این فضاها حضورپذیر، تلقی خواهند شد. این پژوهش با هدف تعیین مؤلفه‌های فضایی&amp;amp;ndash;کالبدی و تعیین مدل میان مؤلفه‌های فضایی&amp;amp;ndash;کالبدی مؤثر بر حضورپذیری به منظور ارتقاء سطح یادگیری تعاملی دانش‌آموزان در &amp;amp;laquo;میان‌فضاهای آموزشی&amp;amp;raquo; مدارس انجام پذیرفت. روش ‌تحقیق پژوهش، آمیخته (کمّی&amp;amp;ndash;کیفی) و جامعه‌ی مورد مطالعه‌، متخصصان رشتة‌ معماری، روانشناسی و آموزش بوده و نمونه‌گیری از طریق روش گلوله‌برفی انجام شد. گردآوری و تحلیل داده‌ها با استفاده از روش پیمایش اکتشافی دلفی و با توجه به نظریات اعضای هیئت ‌علمی دانشگاه‌ها، در دو مرحله شکل گرفت؛ مرحله‌ی اول مصاحبة باز با متخصصین و مرحلة بعد، به وسیلة تکنیک کدگذاری باز و محوری، جدول هدف-محتوا تشکیل و بر اساس آن، پرسشنامة‌ محقق ساخت شکل‌ گرفت. داده‌ها با استفاده از تحلیل عامل Q، آزمون همبستگی‌پیرسون و آزمون‌فریدمن انجام و گراف حاصل از تحلیل عاملی با استفاده از نرم‌ افزار R مصورسازی شد. در نهایت تأثیرگذارترین عوامل بر حضورپذیری در راستای یادگیری تعاملی از دیدگاه متخصصان مشخص شدند. و نتایج این پژوهش بیانگر آن است که، ابعاد تعاملی&amp;amp;ndash;اجتماعی با رتبة 59/3، کارکردی&amp;amp;ndash;فعالیتی با رتبة 64/2 و فیزیکی&amp;amp;ndash;کالبدی با رتبة 99/1جزء مؤثرترین عوامل بر ارتقاء حضورپذیری در راستای یادگیری تعاملی دانش‌آموزان در &amp;amp;laquo;میان‌فضاهای آموزشی&amp;amp;raquo; می‌باشند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی نقش استعارة مفهومی در تفهیم مفاهیم ناملموس ( مورد مطالعه: فارسی پایة پنجم ابتدایی)</title>
      <link>https://noavaryedu.oerp.ir/article_238511.html</link>
      <description>استعارة مفهومی به عنوان نظریه‌ای کاربردی در امر تفهیم مفاهیم انتزاعی شناخته می‌شود‌. در پژوهش حاضر تلاش شده است تا از رهگذر این نظریه، میزان کاربرد استعارة مفهومی در کتاب &amp;amp;laquo;فارسی&amp;amp;raquo; پایة پنجم ابتدایی مورد بحث و مداقّه قرار گیرد و نقش آن‌ در تفهیم مفاهیم ناملموس تبیین شود. به همین منظور داده‌های جمع‌آوری شده با روش تحلیل مقوله‌ای محتوا، ارزیابی شده است. مطابق با این شیوه، ابتدا داده‌های مستخرج از متن به اجزایی تقسیم شده است. سپس آن‌ها را در رده‌هایی دسته‌بندی کرده، در گام بعدی فراوانی هر یک از دسته‌ها را شمارش کرده و درصد آن‌ها را تعیین کرده‌ایم، در پایان آمارهای به دست آمده را مورد تجزیه و تحلیل قرار دادیم. یافته‌ها نشان داد که مؤلّفان در مجموع از 118 استعارۀ مفهومی برای تفهیم مفاهیم انتزاعی در جهت ارتقای ادراک دانش‌آموزان بهره برده‌اند. از آن میان، تنوع حوزه‌های مقصد عینی‌شده به 59 و تنوع حوزه‌های مبدأ استفاده شده، به 58 مورد می‌رسد؛ بنابراین تنوع دو حوزۀ مبدأ و مقصد در فارسی پنجم از بسامد قابل قبولی برخوردار است. استفاده از 118 استعاره، در کنار تنوع نزدیک به 50 درصدی حوزه‌های مبدأ و مقصد به کار رفته در آن به درک بهتر مفاهیم در فارسی پنجم کمک کرده است؛ امّا فراوانی استعاره‌ها در هر یک از درس‌ها یکسان نیست و مؤلّفان در بهره‌گیری از این امکان آگاهانه عمل نکرده‌اند. با ایجاد توازن در بکارگیری استعاره در همة درس‌ها، می‌توان به شکلی نظام‌مند از این ابزار تفهیمی استفاده کرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارائة مدل تأثیر استراتژی تحول ویس بورد بر تعالی سازمانی معاونت تربیت بدنی و سلامت وزارت آموزش و پرورش</title>
      <link>https://noavaryedu.oerp.ir/article_239316.html</link>
      <description>هدف اصلی تحقیق حاضر ارائه مدل تأثیر استراتژی تحول ویس بورد بر تعالی سازمانی معاونت تربیت‌بدنی و سلامت وزارت آموزش‌وپرورش می‌باشد. پژوهش حاضر از نظرهدف، کاربردی و به لحاظ استراتژی، پیمایشی (زمینه‌یابی) است. جامعه آماری تحقیق حاضر شامل کارکنان معاونت تربیت‌بدنی و سلامت وزارت آموزش‌وپرورش به تعداد 84 نفر می‌باشد. حجم نمونه تحقیق شامل 68 نفر از جامعه مذکور می‌باشد. روش نمونه‌گیری تحقیق حاضر، تصادفی طبقه‌ای است. ابزار تحقیق شامل پرسشنامه تعالی سازمانی اصلانی (1395) و پرسشنامه تحول سازمانی ویس بورد (2003) می‌باشد. روایی و پایایی ابزارها به تأیید رسید. کلیه تجزیه‌وتحلیل‌های آماری با استفاده از نرم‌افزارهای smart pls نسخه 3 و SPSS &amp;amp;nbsp;نسخه 21 انجام گرفت. مقدار T-Value همه متغیرها بیشتر از 1/96 است و نشان‌دهنده تأثیر متغیرها بر یکدیگر در سطح اطمینان 95 درصد می‌باشد؛ بنابراین استراتژی تحول ویس بورد بر تعالی سازمانی معاونت تربیت‌بدنی و سلامت وزارت آموزش‌وپرورش تأثیر معناداری (0/669= &amp;amp;beta;؛ 12/96=t) دارد و برازش کلی مدل تحقیق نیز مورد تأیید قرار گرفت. مدیران و مسئولین این معاونت، می‌توانند عارضه‌یابی دقیقی از وضعیت سازمان انجام دهند و با استفاده از شایسته‌سالاری و به‌کارگیری مدیران اصلح، تدوین اهداف استراتژیک، اصلاح ساختار سازمانی در راستای نیازهای تربیت‌بدنی و ورزش مدارس، بهبود ارتباطات و هماهنگی‌های لازم درون و برون‌سازمانی و ایجاد انگیزش از طریق پرداخت‌ها و پاداش مناسب، موجب تحول سازمانی شده و نهایتاً به سمت تعالی سازمانی حرکت نمایند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>هویت‌یابی تربیت‌بدنی مدارس در سایه روشن کنش‌های مدیریتی</title>
      <link>https://noavaryedu.oerp.ir/article_239414.html</link>
      <description>هدف از پژوهش کاربردی حاضر طراحی و تبیین الگوی جاری تربیت‌بدنی در مدارس با محوریت چگونگی کنش های مدیران بود. برای دستیابی به این هدف، از رویکرد کیفی و روش نظریه داده بنیاد استفاده شد. جامعه پژوهش، شامل فارغ‌التحصیلان رشته آموزش تربیت‌بدنی از دانشگاه فرهنگیان استان خراسان رضوی بود. مشارکت‌کنندگان شامل 21 نفر بودند که با استفاده از روش تغییرات بیشینه و براساس اشباع‌نظری، انتخاب شدند. برای جمع‌آوری داده‌ها از مصاحبه نیمه ‌ساختاریافته با روش هدایت کلیات و برای تحلیل داده‌ها نیز از تکنیک استراس و کوربین، استفاده شد. یافته‌ها در مرحله کدگذاری محوری در قالب 24 مقوله اصلی(شامل 5 مقوله شرایط علی، 3 مقوله شرایط زمینه‌ای، 3 مقوله شرایط مداخله‌گر، 6 مقوله راهبردها و 7 مقوله پیامدها) طبقه‌بندی شد. نتایج بیانگر آن بود که کنش‌های مدیران مدارس درمواجه با برنامه درسی تربیت‌بدنی با فراوانی قابل‌توجهی به سه کنش منفی(انفعال، کنترل‌گری، مقاومت) قابل‌طبقه‌بندی است. همچنین این کنش‌ها مبتنی بر سبک‌های رهبری استبدادی یا زهرآگین توسط آنها می‌باشد که منجر به نادیده‌گرفتن هویت تربیت‌بدنی یا به‌حاشیه‌راندن آن در مدارس می‌شوند</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش عنصر پشتیبان در برنامه درسی آنلاین و اعتباریابی الگوی آن</title>
      <link>https://noavaryedu.oerp.ir/article_239929.html</link>
      <description>یکی از مؤلفه‌های کلیدی در موفقیت برنامه‌های درسی آنلاین، پشتیبانی جامع است. اما فقدان پشتیبانی کافی می‌توانند روند یادگیری آنلاین را مختل کرده و بر مشارکت و موفقیت تحصیلی یادگیرندگان تأثیر منفی بگذارد. اگرچه به عنصر پشتیبان در برنامه درسی به صورت پراکنده اشاره شده است، اما برای تحلیل سیستماتیک آن در یادگیری آنلاین تلاشی صورت نگرفته است. در این راستا، مقاله حاضر با تمرکز بر عنصر پشتیبان سعی دارد بر غنای ادبیات پژوهش در حوزه حمایت از یادگیرندگان در آموزش آنلاین کمک ‌کند. در این مطالعه برای بررسی عنصر پشتیبان از سنتزپژوهی با اقتباس از الگوی نه مرحله‌ای گاف و نیومن و برای اعتباریابی آن از روش دلفی تا رسیدن به اجماع 32 نفر از متخصصان آموزش الکترونیکی در برنامه درسی و تکنولوژی آموزشی استفاده گردید. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که عنصر پشتیبان در برنامه درسی آنلاین شامل سه زیر مقوله پشتیبان فنی، پشتیبان اجتماعی- عاطفی و محلی با مجموعه شاخصهایی مربوط به هرمقوله می‌باشدکه به‌عنوان عوامل مؤثر در ارتقای کیفیت آموزش الکترونیکی شناسایی گردید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی و اعتباریابی الگوی بسته آموزشی کلاس‌های چندپایه در دوره ابتدایی: یک مطالعه آمیخته</title>
      <link>https://noavaryedu.oerp.ir/article_239982.html</link>
      <description>پژوهش حاضر از نوع کاربردی و با رویکرد کمی و کیفی انجام شد. جامعه آماری دربخش کیفی شامل کلیه مقالات علمی&amp;amp;ndash;پژوهشی، پایان‌نامه‌ها و گزارش‌های پژوهشی منتشرشده در زمینه آموزش چندپایه در مقطع ابتدایی طی سال‌های ۱۳۹۳ تا ۱۴۰۳ در ایران و ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۳ در سطح بین‌المللی است که بر اساس بیانیه پریزما با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و تحلیل شدند. بر اساس مطالعه سیستمتیک از میان 245 پژوهش اولیه، 33 مطالعه وارد تحلیل شدند. در بخش کمی جامعه‌ی آماری شامل کلیه‌ی متخصصان و کارشناسان آموزش چندپایه، راهبران آموزشی، مدیرآموزگاران و معلمان کلاس‌های چندپایه در مدارس ابتدایی مناطق روستایی استان اردبیل در سال تحصیلی ۱۴۰۴&amp;amp;ndash;۱۴۰۳ بود. روش نمونه‌گیری به‌صورت تصادفی چندمرحله‌ای و حجم نمونه ۵۰۰ نفر در نظر گرفته شد. ابزار گردآوری داده‌ها، پرسشنامه‌ای محقق‌ساخته بود که بر اساس مرور نظام‌مند مطالعات پیشین طراحی و اجرا گردید. از مجموع پرسشنامه های توزیع شده، 381 پرسشنامه به عنوان پرسشنامه کامل وارد چرخه تجزیه و تحلیل گردید. برای تحلیل داده‌ها از تحلیل عاملی اکتشافی با روش مؤلفه‌های اصلی و چرخش واریماکس و نیز برای آزمون برازش مدل از تحلیل عاملی تأییدی استفاده شد. بر اساس نتایج حاصل ساختار الگوی بسته آموزشی کلاس‌های چندپایه در دوره ابتدایی از هفت بُعد به ترتیب پایش و ارزیابی، طراحی آموزشی، توسعه مهارت‌ها، حمایت و سازماندهی، &amp;amp;nbsp;محتوا ، طراحی فعالیت و رویکردهای یادگیری تشکیل یافت. &amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>فراترکیب شایستگی‌های به‌کارگیری هوش مصنوعی معلمان</title>
      <link>https://noavaryedu.oerp.ir/article_241490.html</link>
      <description>مطالعه حاضر با هدف شناسایی شایستگی‌های به‌کارگیری هوش مصنوعی معلمان انجام شده‌است. بدین منظور، از رویکرد کیفی و روش فراترکیب استفاده شده است. روش فراترکیب هفت مرحله‌ای سندولوسکی و همکاران (2007) مورد استفاده قرار گرفته است. بر این اساس، کلیه اسناد علمی-پژوهشی منتشرشده در 8 پایگاه خارجی بین سال‌های 2021 تا 2025 و 3 پایگاه داخلی در بازه 1400 تا 1404، به تعداد 823 سند علمی یافت شدند، جامعه پژوهش حاضر را شکل می‌دهند که پس از غربالگری و واکاوی براساس معیارهای تعیین‌شده، 25 سند علمی مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفتند. جهت تحلیل یافته‌های مقالات گزینش‌شده، از روش تحلیل مضمون نعیم و همکاران (2023) استفاده شده است. به‌منظور تأمین روایی توصیفی، اسناد علمی مرتبط با عنوان پژوهش به‌صورت جامع شناسایی و گردآوری شده، گزینش و با دقت بالا کدگذاری شده‌اند. جهت تأمین روایی تفسیری از نظرات و پیشنهاد‌ها خبرگان در مراحل پژوهش بهره گرفته‌شده است. درصد توافق بین کدگذاران نیز 80 درصد محاسبه شده‌است که نشان‌دهنده پایایی مطلوب کدگذاری است. براساس یافته‌ها، مدل شایستگی‌های به‌کارگیری هوش مصنوعی معلمان از سه مضمون فراگیر شامل شایستگی‌های دانشی (دانش هوش مصنوعی، دانش پداگوژیکی و دانش فناوری-محتوایی)، شایستگی‌های مهارتی (مهارت فناوری، مهارت ارتباطی، مهارت داده‌محوری و مهارت تفکرمحوری) و شایستگی‌های نگرشی (نگرش اخلاق‌محوری، نگرش شفافیت‌محوری و نگرش قانون‌محوری)، تشکیل شده است.&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه اثربخشی روش متداول آموزش و استاپ موشن بر خودراهبری و مهارت حل مساله در درس ریاضی دانش آموزان پایه ششم ابتدایی</title>
      <link>https://noavaryedu.oerp.ir/article_242719.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی روش متداول آموزش و استاپ ‌موشن بر خود‌راهبری و مهارت حل‌مساله درس ریاضی دانش‌آموزان پایه ششم انجام شد. روش پژوهش، شبه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون-پس‌آزمون با گروه کنترل و آزمایش بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش‌آموزان مشغول به تحصیل پایه ششم شهرستان بیجار در سال 1404-1403 بودند. روش نمونه‌گیری در این پژوهش به‌صورت هدفمند در انتخاب مدارس و تصادفی ساده در انتخاب آزمودنی‌ها از هر کلاس بوده است و 30 نفر به عنوان گروه نمونه انتخاب و به صورت تصادفی در در دو گروه (گروه کنترل: روش متداول آموزش؛ گروه آزمایشی: استاپ‌موشن) قرار گرفتند. ابزار این پژوهش پرسشنامه‌های خودراهبری (فیشر و همکاران، ۲۰۰۱؛ آلفای کرونباخ=0.83)، مهارت حل‌مساله (هپنر و پترسن، ۱۹۸۲؛آلفای کرونباخ=0.72) و آزمون حل مساله کاربردی محقق ساخته ( 10 سوال کتبی-کاربردی؛ CVR=0.85، CVI=0.92، آلفای کرونباخ= 0.85) بودند که در دو مرحله پیش‌آزمون و پس‌آزمون اجرا شدند. آزمون حل مساله کاربردی به‌عنوان ابزار مکمل، نقش سنجش عملی مهارت حل‌مساله در موقعیت‌های واقعی ریاضی (مانند تقسیم اعداد اعشاری، محاسبه هزینه بنزین، و مسائل خلاقانه) را ایفا می‌کند و با پرسشنامه هپنر همبستگی 0.65 (p&amp;amp;lt;0.01) دارد. نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد بین دو گروه در متغیرهای خودراهبری و مهارت حل‌مساله تفاوت معناداری وجود دارد (p&amp;amp;lt;0.05) و میانگین نمرات گروه استاپ‌موشن بالاتر بود (&amp;amp;eta;&amp;amp;sup2;= 0.23 برای خودراهبری، &amp;amp;eta;&amp;amp;sup2;= 0.43 برای حل‌مساله). بنابراین می‌توان نتیجه‌گیری نمود که استفاده از پویانمایی‌ها از جمله استاپ‌موشن در افزایش خودراهبری و مهارت حل مساله دانش‌آموزان موثر می‌باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>درک تجارب آموزشی دانش‌آموزان استعداد درخشان در شرایط محرومیت: مطالعه موردی سنندج</title>
      <link>https://noavaryedu.oerp.ir/article_242865.html</link>
      <description>دانش‌آموزان استعداد درخشان مددجوی کمیته امداد امام خمینی (ره) به دلیل توانایی‌های شناختی برتر و خلاقیت بالا، پتانسیل بالایی برای موفقیت تحصیلی دارند، اما در شرایط محرومیت اجتماعی-اقتصادی با چالش‌های متعددی مواجه‌اند. این پژوهش پدیدارشناختی با هدف بررسی مفهوم استعداد درخشان، چالش‌ها و فرصت‌های تحصیلی، اجتماعی و هویتی، و راهکارهای موفقیت، به مطالعه تجارب تحصیلی دانش‌آموزان تیزهوش در سنندج پرداخت. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با 15 دانش‌آموز در مناطق 1 و 2 سنندج جمع‌آوری و از طریق تحلیل مضمون مورد بررسی قرار گرفتند. یافته‌ها نشان‌دهنده ویژگی‌هایی چون خودتنظیمی و سرآمدی تحصیلی و چالش‌هایی مانند مشکلات مالی، کمبود زیرساخت‌های آموزشی و فشار روانی است که خطر هدررفت استعداد را افزایش می‌دهد. فرصت‌هایی نظیر رشد علمی و دسترسی به مشاغل پایدار نیز شناسایی شد. پیشنهادات شامل حمایت مالی، محتوای آموزشی غنی‌شده و مشاوره روان‌شناختی است. این مطالعه با ارائه راهکارهای عملی برای کاهش نابرابری‌های آموزشی و حمایت از دانش‌آموزان مستعد محروم، به نیازهای اساسی نظام آموزش و پرورش در توانمندسازی گروه‌های آسیب‌پذیر پاسخ می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی و تحلیل تجارب زیسته معلمان دوره ابتدایی به ‌منظور بهبود مهارت پرسشگری دانش‌آموزان</title>
      <link>https://noavaryedu.oerp.ir/article_243111.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف شناسایی تجارب زیسته و فهم معلمان در زمینه پرسشگری دانش‌آموزان انجام شد. در این مطالعه، پنج مؤلفه نقش معلم، نقش دانش‌آموز، تدریس مناسب، فعالیت‌های یادگیری و شرایط مطلوب در تقویت مهارت پرسشگری دانش‌آموزان مورد بررسی قرار گرفت. این پژوهش از نوع کیفی و از لحاظ هدف کاربردی بوده و جامعه پژوهش آن شامل ۱۶ معلم ابتدایی شهرستان رشت در سال تحصیلی ۱۴۰3-۱۴۰2 بود که با نمونه‌گیری هدفمند ملاک‌محور و گلوله‌برفی انتخاب شدند. داده‌ها از طریق مصاحبه نیمه‌ساختاریافته جمع‌آوری و با روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند ،  یافته‌ها نشان داد که تقویت پرسشگری نیازمند یکپارچه سازی تسهیل گری عاطفی معلم با خود هدایت گری و کنجکاوی درونی دانش آموز است. این فرایند از طریق روش‌های مسئله محور و پیوند محتوای درسی به زندگی واقعی تقویت می‌شود. با این حال تلاش معلمان به دلیل فشار مضاعف محتوای حفظی و ناهماهنگی نظام ارزشیابی با اهداف تفکر انتقادی در معرض شکست قرار دارد. لذا نهادینه سازی پرسشگری، مستلزم تغییر نگاه سیستمی نظام آموزشی از انتقال یک طرفه دانش به پرورش تفکر انتقادی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل راهبردها و پیامدهای مدیریت تجربه در توسعه ورزش دانش آموزی</title>
      <link>https://noavaryedu.oerp.ir/article_243128.html</link>
      <description>هدف این پژوهش، تحلیل راهبردها و پیامدهای مدیریت تجربه در توسعه ورزش دانش آموزی بود. روش پژوهش، آمیخته اکتشافی متوالی است که با روش داده بنیاد انجام شد. انتخاب مشارکت کنندگان بخش کیفی، براساس نمونه‌گیری هدفمند و از نوع نظری بود که مبتنی بر اصل اشباع نظری، با 19 نفر از خبرگان ورزش دانش آموزی، مصاحبه عمیق و نیمه ساختارمند انجام شد. داده‌های جمع آوری شده در طول فرآیند مصاحبه با روش داده بنیاد و براساس روش پیشنهادی استراس و کوربین (2011) و به صورت همزمان، کدگذاری باز، محوری و گزینشی شد. جامعه آماری در بخش کمی، شامل مدیران و کارشناسان تربیت بدنی آموزش و پرورش، فدراسیون‌ و هیأت‌های ورزش‌های دانش آموزی بودند که ابتدا به صورت تصادفی خوشه‌ای و سپس به‌صورت در دسترس تعداد 384 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده‌ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 23 و لیزرل تحلیل شد. یافته‌های مربوط به راهبردها شامل 14 مقوله فرعی در قالب مقوله‌های مستندسازی تجارب، هماهنگی و ارتباطات، توسعه منابع انسانی، منابع و امکانات و کارراهه مدیریت تجارب است که تأثیر آن‌ها بر مدیریت تجربه ورزش دانش آموزی اثرگذار بود. همچنین پیامدهای حاصل از راهبردها، شامل 9 مقوله فرعی در قالب پیامدهای سازمانی و پیامدهای فردی است. می‌توان گفت، توانمندسازی و توسعه منابع انسانی، تعاملات درون و برون سازمانی، مستندسازی تجربیات و انتخاب تجربیات موفق به توسعه ورزش دانش آموزی کمک می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی نقش نهاد آموزش در بازتولید سرمایه انسانی در فرایند توسعه کشورها(مقایسه چهار کشور ایران، ژاپن، فنلاند و کره جنوبی)</title>
      <link>https://noavaryedu.oerp.ir/article_243134.html</link>
      <description>هدف این پژوهش، شناسایی و تحلیل شروط لازم و کافی نهاد آموزش در بازتولید سرمایه انسانی و تحقق توسعه انسان‌محور است. پژوهش حاضر با استفاده از رویکرد تحلیل کیفی تطبیقی مجموعه‌های فازی (fsQCA) به بررسی چهار کشور ایران، ژاپن، فنلاند و کره جنوبی پرداخته است. چارچوب نظری پژوهش بر نظریه‌های نهادگرایی، رویکرد قابلیت‌های و نظریه سرمایه انسانی استوار است که تحلیل تطبیقی را در چارچوبی نظام‌مند قرار می‌دهند. داده‌های پژوهش از اسناد بالادستی آموزشی و گزارش‌های بین‌المللی و شاخص‌های توسعه انسانی گردآوری و از طریق فرآیند کالیبراسیون فازی عملیاتی شدند. نه متغیر اصلی شامل کیفیت نظام تربیت معلم، استقلال مدارس، ارزشیابی مستمر، یکپارچگی فناوری، برنامه درسی مدرن، همکاری بین‌المللی، سرمایه‌گذاری آموزشی، عدالت دسترسی و تناسب با بازار کار تحلیل شدند. یافته‌های پژوهش نشان داد که شروط لازم برای بازتولید سرمایه انسانی عبارتند از: کیفیت نظام تربیت معلم (consistency=0.91)، عدالت دسترسی آموزشی (consistency=0.88)و ارزشیابی مستمر(consistency=0.85). از سوی دیگر، سه ترکیب متفاوت به عنوان شروط کافی شناسایی شدند: ژاپن بر پایه سرمایه‌گذاری بالا، نظام تربیت معلم قوی و ارزشیابی مستمر (consistency=0.93)، فنلاند با تأکید بر استقلال مدارس(coverage=0.82)، برنامه درسی مدرن و عدالت دسترسی وترکیب (consistency=0.89/ coverage=0.78)؛ و کره جنوبی با تمرکز بر یکپارچگی فناوری، همکاری بین‌المللی و تناسب با بازار کار(consistency=0.87، coverage=0.75). تحلیل موردی ایران نشان داد که فقدان نظام ارزشیابی مستمر، ضعف در کیفیت تربیت معلم و عدم تناسب با بازار کار، عوامل اصلی فاصله با کشورهای موفق هستند. یافته‌ها حاکی از آن است که برخلاف الگوهای خطی توسعه، مسیرهای متعدد و ترکیب‌های متنوعی از شروط می‌توانند به توسعه منجر شوند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مسئله‌شناسی به‌کارگیری فناوری‌های نوین در مراحل یادگیری و آموزش ترکیبی</title>
      <link>https://noavaryedu.oerp.ir/article_243167.html</link>
      <description>هدف پژوهش حاضر مسئله‌شناسی به‌کارگیری فناوری‌های نوین در مراحل یادگیری و آموزش ترکیبی است که با رویکرد پژوهشی کیفی و به روش مطالعه موردی انجام شد. میدان این مطالعه شامل تمامی معلمان و دانش‌آموزان مدارس متوسطة اول و دوم شهر تهران بود که به طور مستقیم تجربة حضور در فرایند آموزش ترکیبی را داشته‌اند. جهت گردآوری یافته‌ها، 21 نفر از معلمان و 7 نفر از دانش‌آموزان مقطع متوسطه مدارس شهر تهران به روش هدفمند به‌عنوان نمونه انتخاب شدند و با آنها مصاحبه‌ی نیمه‌ساختاریافته انجام شد. لازم به ذکر است که پس از مصاحبه با این تعداد اشباع نظری حاصل شد و تحلیل مضمونِ براون و کلارک (شش گام)، با کمک MAXQDA 2020 انجام شد. مسائل دسته‌بندی‌شده‌ی کاربرد فناوری نوین در مراحل یادگیری و آموزش ترکیبی از نگاه معلمان در ۵ مؤلفه‌ی فراگیر: &amp;amp;laquo;1.ضعف نظام انگیزشی، 2.تغییر در روابط اجتماعی و ارزش‌ها، 3.چالش‌های فنی و زیرساختی، 4.ضعف نظارتی و 5.مسائل مرتبط با بودجه و امور مالی&amp;amp;raquo; و مسائل از نگاه دانش‌آموزان در ۴ مؤلفه فراگیر: &amp;amp;laquo;1.محدودیت‌های انگیزشی، 2.خودمدیریتی، 3.مهارت حرفه‌ای معلمان، 4. عدم حفظ حریم تحصیلی&amp;amp;raquo; دسته‌بندی شد. بر اساس یافته‌های پژوهش به نظر می‌رسد اجرای مؤثر آموزش ترکیبی مستلزم توجه هم‌زمان به بسترهای مدیریتی، فرهنگ مشارکتی و زیرساخت‌های آموزشی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بهبود مهارت نوشتن دانش‌آموزان با کمک هوش مصنوعی: یک مطالعه اقدام پژوهی</title>
      <link>https://noavaryedu.oerp.ir/article_244133.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش فناوری هوش مصنوعی در بهبود فرآیند یاددهی و یادگیری مهارت نوشتن در دانش‌آموزان پایه ششم ابتدایی انجام شد. این مطالعه به روش اقدام‌پژوهی و در چارچوب چرخه &amp;amp;laquo;برنامه‌ریزی، عمل، مشاهده و تأمل&amp;amp;raquo; اجرا گردید. ابتدا داده‌های کیفی از طریق محتوای تولیدات متنی دانش‌آموزان گردآوری و تحلیل شد تا به شناسایی مسئله و طراحی راه‌حل بینجامد. در بخش کمی، داده‌ها از طریق پیش‌ و فاز C جمع‌آوری و با استفاده از تحلیل‌های آماری توصیفی و استنباطی (آزمون t همبسته) تحلیل شدند. دو راهکار اصلی در مداخله آموزشی به‌کار گرفته شد: 1) ارائه بازخورد سه‌مرحله‌ای توسط هوش مصنوعی به تولیدات نوشتاری دانش‌آموزان و 2) استفاده از بازخوردهای تصویری تولیدشده توسط هوش مصنوعی برای تقویت مهارت توصیف تصویر. یافته‌ها نشان داد که مداخله مبتنی بر هوش مصنوعی تأثیر مثبت و معناداری بر بهبود توانایی‌های نوشتاری دانش‌آموزان داشته است. بازخوردهای دقیق و شخصی‌سازی‌شده هوش مصنوعی به دانش‌آموزان کمک کرد نقاط قوت و ضعف نوشته‌های خود را شناسایی و اصلاح کنند. همچنین، تصاویر تولیدشده توسط هوش مصنوعی موجب افزایش جزئی‌نگری و دقت دانش‌آموزان در توصیف تصاویر شد. افزون بر این، نتایج حاصل از مصاحبه نیمه‌ساختاریافته نشان داد دانش‌آموزان تجربه کار با هوش مصنوعی را جذاب و انگیزه‌بخش ارزیابی کردند. با این حال، چالش‌هایی نیز در استفاده از هوش مصنوعی در آموزش مهارت نوشتن شناسایی شد، از جمله عدم توانایی هوش مصنوعی در تحلیل عواطف و نیاز به تسلط معلمان بر فناوری و زمان‌بر بودن فرآیند استفاده از هوش مصنوعی.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
